( 1 ) مىپذيرد ، شما مردان شب و روز هستيد ، اگر اين جا بمانيد بزرگداشت خواهيد ديد و اگر بديار خود برويد از حمايت و پشتيبانى ما برخوردار خواهيد بود » .
سپس وفد قريش را به مهمان سرا بردند و عهدهدار پذيرائى ايشان شدند و يك ماه در آنجا اقامت كردند و اجازهء بازگشت به آنها نداده بودند ، سيف كسى را پيش عبد المطلب فرستاد و او را احضار نمود و ضمن گفتگو ، گفت ميخواهم از علوم نهانى و اسرار خود مطلبى را براى تو بازگويم . و اگر كس ديگرى غير از تو بود نمىگفتم امّا ترا شايسته مىبينم و اين راز را به تو مىگويم و بايد پوشيده بماند تا هر گاه خداوند اراده فرمود آشكار گردد ، من در كتاب مخصوصى كه براى خود آن را اندوخته نموده و از ديگران پنهان مىدارم متوجه خيرى بزرگ و در عين حال خطر مهمّى شدهام كه در آن براى عموم مردم و براى خويشاوندان تو و مخصوصا براى خودت شرف خوب زيستن و خوب مردن است .
عبد المطلب گفت اى پادشاه گويا راز تو راز همه اهل صحراست ، و اهل صحرا گروه گروه فداى تو باد ، آن چيست ؟
سيف گفت چون در سرزمين تهامه پسرى متولد شود كه ميان دو شانهء او علامت و خالى باشد پيشوائى امت براى او و فرماندهى و امارت براى شما تا روز رستاخيز خواهد بود ، عبد المطلب گفت خير و محبت كردى و اين لازمهء سالارى است ، اگر هيبت و شكوه و بزرگداشت سلطان نمىبود از اين راز و سر بيشتر مىپرسيدم تا شادى من افزون گردد .
سيف گفت همين روزها بايد آن پسر متولد شود شايد هم متولد شده باشد ، نام او محمد است پدرش زود ميميرد و مادرش هم پس از پدر خواهد مرد و جدّ و عمويش عهدهدار او خواهند بود ، و خداوند متعال آشكارا او را به پيامبرى بر مىانگيزد و از ميان ما يارانى براى او تعيين خواهد فرمود كه به كمك ايشان دوستان خدا را گرامى ميدارد و دشمنان خدا را خوار مىنمايد و آبروى مردم را پاسدارى مىكند و سرزمينهاى ارزشمند را مىگشايد ، خداى را عبادت مىكند و شيطان را مىراند . آتشها را خاموش مىكند و بتها را درهم مىشكند گفتارش قاطع و فرمانش رواست ، به نيكى فرمان ميدهد و خود از همه نيكوكارتر
دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 190
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص١٩٠