تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
( 1 ) دربارهء اندكى شير آميخته با آب و ادرار شتر به آن فخر مىكند » [ ( 17 ) ] . و ملك به خود عبير ماليده بود و مشك تازه بر سر خود بيخته و دو برد سبز رنگ پوشيده بود يكى را بر دوش افكنده و ديگرى را به كمر بسته بود ، شمشيرش در برابر او بود و اميران بر گردش ايستاده بودند ، به او اطلاع دادند كه وفد قريش آمده‌اند ، بار داد و ايشان وارد شدند ، و عبد المطلب پيش او رفت و اجازه صحبت خواست ، سيف گفت اگر از كسانى هستى كه مىتوانى در حضور پادشاهان صحبت بدارى اجازه داديم ، عبد المطلب چنين گفت : اين ملك خداوند متعال به تو محل رفيع و استوار و برازنده لطف كرده است ، ترا در خاندانى پرورانيده است كه ريشهء آن عميق و پاكيزه و تنهء آن بزرگ و بن آن پايدار و شاخه‌هايش در حال رشد است در بهترين و گرامىترين مكانها ، و تو كه از هر سرزنشى بدورى ، پادشاه عربى كه فرمانت همه جا اطاعت مىشود و چون ستون اصلى خيمه‌اى و پناهگاه بندگانى ، كسى كه پيش از تو بود بهترين بود ، و تو بهترين فرزندى از ايشان هستى ، ياد كسى كه تو باقى ماندهء او باشى از ميان نميرود ، و ياد آن كس كه تو پدر او هم باشى از ميان نخواهد رفت . ما نيز ساكنان حرم الهى و پرده داران خانه اوئيم ، چيزى كه ما را بحضور تو آورده است اهتمام تو به از ميان بردن گرفتاريهائى است كه بر ما سنگينى مىكند و همان مايهء شادى ماست ، و ما پيك شادى و سروريم نه سوك و غم . سيف به او گفت تو كيستى ؟ گفت عبد المطلب پسر هاشم ملك گفت خواهرزادهء ما هم هستى ( معلوم مىشود مادر عبد المطلب از قبيلهء سيف بوده است ، مترجم ) ، و دستور داد او را نزديك‌تر بياورند آنگاه گفت مرحبا و اهلا ( و اين جمله از آن زمان به صورت مثل و درود حاكى از صميميت در آمد ) . ناقه و كوچ و محل فرود آمدن شما همه خوش باد ، عطاى فراوان بشما داده خواهد شد پادشاه گفتار شما را شنيد و خويشاوندى و نزديكى شما را شناخت و مهرورزى شما را
هامش
[ ( 17 - ) ] براى اطلاع بيشتر مراجعه شود به ص 427 جلد عيسى ناسخ التواريخ ، كاخ غمدان بضم اول در اشعار فارسى هم مكرر آمده است و مراجعه شود به صفحه 3 ديوان ناصر خسرو چاپ حاج سيد نصر الله تقوى .
دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 189 | محمود مهدوى دامغانى / أحمد بن الحسين البيهقي