( 1 ) افكنده و به كعب گفته بود ، كعب پس از اينكه اطمينان يافت كه راست مىگويد ، گفت آن كتاب تورات كامل بود به همان صورتى كه خداوند نازل فرموده بود .
مجموعهء ابواب معجزاتى كه در فاصلهء ولادت تا مبعث پيامبر ( ص ) رخ داده است .
شق صدر پيامبر ( ص ) و بيرون آوردن سهم شيطان از دل آن حضرت 29
خداوند متعال ميفرمايد .
أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ
« آيا سينهء ترا برايت نگشوديم » آيهء 1 سورهء 94 .
انس بن مالك مىگويد روزى كه پيامبر با كودكان مشغول بازى بود جبرئيل آمد و او را گرفت و به زمين خواباند و قلب او را شكافت و بستهء خون سياهى از آن بيرون كشيد و گفت اين سهم شيطان است ، آنگاه قلب را در طشتى زرين با آب زمزم شست و آن را بجاى خود گذاشت ، پسر بچههاى ديگر خود را دوان دوان به حليمه رساندند و گفتند محمد كشته شد ، آنها خود را به پيامبر ( ص ) رساندند و ديدند كه رنگش پريده است .
انس مىگويد من اثر شكاف و بخيهها را در سينهء پيامبر ديدم . اين حديث را مسلم در صحيح خود از حمّاد روايت كرده است .
ابراهيم بن طهمان مىگويد از سعيد دربارهء تفسير آيهء
أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ
پرسيدم ، گفت براى من از انس بن مالك روايت شده است كه مىگفت شكم پيامبر ( ص ) را از بالاى سينه تا پائين ناف شكافتند و دل او را بيرون آوردند و در طشتى زرين شستند و با حكمت و ايمان انباشتند و بجاى خود بر گرداندند .
عتبه بن ابو عبيد مىگويد ، مردى از پيامبر ( ص ) پرسيد كه نخستين واقعهء زندگى شما چه بود ؟ پيامبر فرمود دايهء من از قبيلهء سعد بن بكر بود روزى همراه يكى از پسرانش در پى چهار پايان بيرون رفتيم اتفاقا توشهاى همراه بر نداشته بوديم ، من به برادر رضاعى خود گفتم برو و غذايى بياور ، او رفت و من تنها ماندم ، ناگاه دو پرندهء سپيد كه به شكل عقاب بودند به سمت من آمدند ، يكى از آن دو به ديگرى گفت هموست ؟ او گفت آرى ، آنها مرا گرفتند و به پشت روى زمين خواباندند و شكمم را دريدند و قلبم را بيرون آوردند و آن را شكافتند و دو لخته خون