( 1 ) حساب تو بر ايشان هيچ چيز ، پس ايشان را طرد مىكنى ، و در آن صورت از ستمكاران خواهى شد » . اين حديث را مسلم در صحيح خود آورده است .
باب رواياتى كه دربارهء حق شناسى و شكيبائى پيامبر ( ص ) در گرسنگى وارد شده است و بركتى كه در اثر دعاى آن حضرت در خوراكىها ظاهر مىشده است . 25
محمد بن جبير از قول پدرش روايت مىكند كه پيامبر مىفرمود اگر مطعم زنده مىبود و در دربارهء اسيران جنگ بدر صحبت مىكرد همه را آزاد مىكردم . سفيان كه يكى از راويان اين حديث است مىگويد اين به آن جهت بود كه مطعم حق نعمتى بر پيامبر داشت و آن حضرت حق شناسترين مردم بود .
ابو الهيثم بن تيهان روايت مىكند كه ابو بكر صديق از خانه بيرون آمد و ديد كه عمر هم در مسجد نشسته است ، پيش او رفت و سلام داد ، عمر جواب او را داد ، ابو بكر پرسيد چه چيز باعث شده است كه در اين ساعت از خانه بيرون آيى ؟
عمر گفت خودت چرا در اين ساعت بيرون آمدهاى ، ابو بكر گفت اوّل من پرسيدهام ؟ عمر گفت گرسنگى مرا از خانه بيرون آورده است ، ابو بكر گفت مرا هم همان علّت از خانه بيرون آورده است . آن دو كنار يك ديگر نشستند . در اين موقع پيامبر هم وارد مسجد شده و بسوى آن دو آمد ، و سلام داد و فرمود بچه علّت در اين ساعت روز از خانه بيرون آمدهايد ، آنها يك ديگر نگاه كردند و هر كدام منتظر ماند تا ديگرى صحبت كند ، سرانجام ابو بكر گفت عمر پيش از من آمده بود و من از او پرسيدم بچه علتى آمده است گفت بواسطهء گرسنگى ، من هم به همان علت از خانه بيرون آمدهام ، پيامبر فرمود من هم به همين سبب از خانه بيرون آمدهام ، آنگاه پيامبر گفت آيا كسى را مىشناسيد كه امروز ميهمانش شويم ، گفتند ابو الهيثم بن تيهان داراى خرماهاى رسيده است اگر پيش او برويم ممكن است خرماى زيادتر از خودش داشته باشد ، پيامبر و همراهانش راه افتادند تا وارد نخلستان ابو الهيثم شدند ، پيامبر با صداى بلند سلام داد ، امّ هيثم چون صداى پيامبر را شنيد در حالى كه مىگفت پدر و مادرم فداى تو باد ، فرشى از مو پهن كرد و حضرت و همراهانش روى آن فرش نشستند ، پيامبر پرسيد ابو الهيثم كجاست ؟ گفت رفته است آب بياورد . در اين هنگام ابو الهيثم هم در حالى كه