( 1 ) كه پروردگار خود را بامدادان و شامگاهان مىخوانند و طالب رضاى او هستند از خود مران » آيهء 52 سورهء 6 .
ابو سعيد خدرى مىگويد همراه گروهى از مهاجران فقير نشسته بودم ، برخى از ايشان بواسطهء برهنگى به ديگرى پناه مىبرد ، مردى هم براى ما قرآن مىخواند و ما به كتاب خدا گوش مىداديم ، پيامبر آمد و فرمود خدا را سپاسگزارم كه گروهى را از پيروان من قرار داده و دستور فرموده است كه با آنها شكيبا باشم ، آنگاه براى اظهار محبت و مساوات ميان ما نشست و با دست خود اشاره كرد كه دايره بنشينيم همگى به صورت دايره و روبروى او نشستيم ، ظاهرا پيامبر از ايشان كسى غير از مرا نمىشناخت . آن گاه خطاب به ما گفت اى بينوايان مهاجران ، شما را در روز قيامت به نور كامل مژده مىدهم ، شما نصف روز كه پانصد سال است زودتر از ثروتمندان وارد بهشت خواهيد شد .
خباب بن ارتّ دربارهء شأن نزول آيات فوق ( آيهء 28 سورهء 18 و 52 سورهء 6 ) مىگويد ما گروهى از بينوايان و ضعفاى مهاجران بوديم كه با رسول خدا مىنشستيم و هر بامداد و شامگاه پيامبر ( ص ) قرآن بما مىآموخت ، گاه مژدهء بهشت مىداد و گاه از آتش مىترساند و دربارهء كارهايى كه پس از مرگ براى ما سود بخش است گفتگويى داشت ، روزى اقرع بن حابس تميمى و عينيه بن حصن فزارى بحضور پيامبر آمدند و گفتند ما از اشراف قوم خود هستيم و دوست نداريم كه مردم ما را با اين بينوايان با هم ببينند ، ايشان را از خود بران ، در اين هنگام اين آيات نازل شد .
سعد بن ابى وقاص هم مىگويد ما شش نفر بوديم كه همواره در خدمت پيامبر بسر مىبرديم ، من و عبد الله بن مسعود و مردى از هذيل و نام ديگران را فراموش كردهام ، قريش گفتند اين اشخاص را از خود دور گردان و بران تا بر ما جرأت پيدا نكنند پيامبر در اين مورد ناراحت شد و به انديشه فرو رفت و مدتى در اين مورد متردد بود تا اين آيات نازل شد . دنبالهء آيهء 52 سورهء 6 چنين است :
ما عَلَيْكَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ وَ ما مِنْ حِسابِكَ عَلَيْهِمْ مِنْ شَيْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَكُونَ مِنَ الظَّالِمِينَ ،
« نيست بر تو از حساب ايشان هيچ چيز و نيست از