( 1 ) دهد ، و فرمود هشت نفر هشت نفر در آيند ، كف دست خود را بالاى خوراك گذاشته بود و فرمود نام خدا را به زبان آوريد و بخوريد ، ايشان از ميان انگشتان پيامبر خوردند و سير شدند سپس پيامبر من و مادرم و ابو طلحه را فرا خواند و گفت بخوريد خورديم تا سير شديم ، آنگاه حضرت دست خود را از روى غذا برداشتند و گفتند اى ام سليم از غذايى كه آوردى چقدر كم شد ؟ گفت پدر و مادرم فداى تو باد ، اگر خودم نديده بودم كه آنها از اين غذا خوردند مىگفتم كه خوراك ما دست نخورده است . اين حديث را مسلم در صحيح خود آورده است .
ذكر كوشش رسول خدا در فرمان برى از دستورهاى خدا و ترس آن حضرت از پروردگار
ابو نصر بزاز در طابران از مغيرة بن شعبه برايم روايت كرد كه پيامبر ( ص ) آن قدر براى عبادت بر پاى ايستاده بود كه پاهايش ورم كرده بود ، گفتند مگر خداوند گناهان گذشته و آينده ترا نبخشيده است ؟ فرمود آيا بندهء سپاسگزارى نباشم ، مسلم و بخارى هر دو اين حديث را آوردهاند .
علقمه مىگويد از عايشه پرسيدم عبادت پيامبر چگونه بود ؟ آيا اين عبادت اختصاص به ايام مخصوصى داشت ؟ گفت نه عبادت پيامبر پيوسته و هميشگى بود و كداميك از شما مىتواند چون او عبادت كند اين حديث را هم مسلم و بخارى هر دو آوردهاند .
ابو هريره مىگويد پيامبر ( ص ) مسلمانان را از روزهء وصال و پيوسته منع مىفرمود گفتند ، شما خود روزهء پيوسته مىگيرى . فرمود من در اين مورد مثل شما نيستم خداى من مرا خوراك و آشاميدنى لطف مىكند ، شما به آنچه كه طاقت نداريد خود را مكلف نسازيد . مسلم و بخارى اين حديث را از ابن عمر و انس و عايشه آوردهاند .
ابو هريره روايت مىكند كه پيامبر ( ص ) مىفرمود من در هر روز صد مرتبه توبه مىكنم و از خداى آمرزش ميخواهم .
عبد الله ( منظور عبد الله بن مسعود است ) مىگويد ، پيامبر فرمودند براى من قرآن بخوان ، گفتم من براى شما قرآن بخوانم و حال آنكه قرآن بر شما وحى مىشود ؟ فرمود آرى ، بخوان ، شروع به قرآن خواندن كردم و سورهء نساء را خواندم