تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
( 1 ) مىفرستادند و ما هم از آن شير مىنوشيديم . قتاده مىگويد پيش انس بن مالك رفتيم نانواى او ايستاده بود ، گفت از اين نان تازه بخوريد به خدا قسم به ياد ندارم كه پيامبر هرگز نان ملايم ديده باشد و يا گوسپندان بريان ، تا هنگامى كه به خدا ملحق شد . انس بن مالك مىگويد پيامبر هرگز بر سفره و يا داخل سينى غذا نخورد و نان ملايم و از آرد بيخته تناول نفرمود ، راوى اين روايت مىگويد به انس گفتم پيامبر غذاى خود را بر روى چه چيز مىگذاشت و مىخورد گفت بر پوست‌هاى دباغى شده و يا روى كيسه و جوال ، بخارى هم اين حديث را نقل نموده است . اسود از عايشه نقل مىكند كه مىگفت پيامبر ( ص ) حتى دو روز پياپى از نان جو هم سير نشد . نعمان بن بشير انصارى مىگويد عمر ضمن خطبه‌اى كه فتوحات خود را بر ميشمرد گفت مكرر ميديدم كه رسول خدا تمام روز را از گرسنگى به خود مىپيچيد حتى خرماى پست هم پيدا نميكرد كه شكم خود را سير نمايد . اين حديث را مسلم هم آورده است . قتاده از انس بن مالك روايت مىكند كه روزى چند دانه نان جو و مقدارى دنبهء سرخ شده بخانهء پيامبر بردم معلوم شد آن حضرت زره خود را پيش مردى يهودى گرو گذاشته و براى خانوادهء خود كمى جو تهيه فرموده است ، و انس مىگويد هيچگاه در خانهء پيامبر ( ص ) يك كيلو خرما يا يك كيلو مواد غذائى اندوخته نبود . بخارى اين حديث را آورده و اضافه مىنمايد كه در آن هنگام خاندان پيامبر شامل نه خانه بود ( اشاره به تعداد همسران آن حضرت است ) . از عايشه روايت است كه مىگفت تشك پيامبر از پوست دباغى شده‌اى بود كه داخل آن را با ليف خرما انباشته بودند و هم عايشه مىگويد زنى از انصار به خانهء من آمد و متوجه تشك پيامبر شد كه دو لايه عباى كهنه را بر هم دوخته بودم ، رفت و تشكى براى ما فرستاد كه از پشم انباشته شده بود ، پيامبر آمدند و پرسيدند اين چيست ؟ گفتم فلان بانوى انصار آمده است و بعد اين تشك را براى شما فرستاده است . پيامبر فرمود اين را بر گردان ، عايشه مىگفت من از آن تشك