تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
( 1 ) هر ستمى كه به او مىشد تا آنجا كه مربوط به خود آن حضرت بود انتقام نمىگرفت مگر اينكه حرمت الهى از ميان مىرفت كه در آن صورت براى پاس حرمت الهى انتقام مىگرفت . مسلم هم اين حديث را در صحيح آورده است . بطرق ديگر هم اين روايت از عايشه نقل شده است و در دنبالهء آن افزوده شده است كه هر گاه كارهاى مختلف كه گناه نباشد بر او عرضه مىشد ، آسانترين را برمىگزيد ، مگر اينكه گناه باشد كه در آن صورت از همهء مردم از گناه بيشتر پرهيز مىنمود . از ثابت ، از انس روايت است كه گفت ده سال افتخار خدمتگزارى رسول خدا را داشتم هرگز اف نگفت و هيچ باز خواست نفرمود كه چرا چنين كردى يا چنان كردى . از انس روايت است كه گفت پيامبر ( ص ) خوش خلق‌ترين مردم بود من برادر كوچكى داشتم كه تازه او را از شير گرفته بودند و او را مواظبت ميكردم كنيه‌اش ابو عمير بود ، پيامبر چون او را مىديدند مىگفتند از شير گرفتن چه بر سرت آورده است ؟ و با او بازى ميفرمود . اين روايت را هم مسلم در صحيح خود آورده است . از ثابت ، از انس روايت است كه مىگفت پيامبر ( ص ) زيباتر و بخشنده‌تر و شجاع‌تر مردم بود . مسلم و بخارى هر دو نفر اين حديث را نقل كرده‌اند . على بن احمد بن عبدان از انس روايت مىكند كه مىگفت پيامبر ( ص ) هرگز دشنام نميداد ، ناسزا نمىگفت و لعن و نفرين نمىفرمود ، به هنگام باز خواست حداكثر بطور شوخى مىگفت فلانى را چه مىشود چرا كوتاهى مىكند . اين حديث را هم بخارى در صحيح خود آورده است . عبد الله بن عمر هم مىگفت پيامبر هرگز ناسزا نمىگفت و دشنام نميداد ، همواره مىگفت گزيده‌ترين شما آنهايى هستند كه خوش خلق‌ترند . ابو عبد الله جدلى مىگويد از عايشه دربارهء اخلاق پيامبر ( ص ) پرسيدم گفت هرگز دشنام و ناسزا نمىگفت در كوچه و بازار بلند صحبت نميكرد ، بدى
دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 154 | محمود مهدوى دامغانى / أحمد بن الحسين البيهقي