لاى نفى جنس محلا مجرور مضاف اليه اذ .
اصل اوّلى در خبرهاى مبتدا ، تأخير آنها از مبتداء است ، نحاة اجازه دادهاند تقديم اخبار را در وقتى كه ضرر و اشكالى پيش نيايد .
129
فامنعه حين يستوي الجزءان * عرفا و نكرا عادمى بيان
تفريع ، فعل امر فاعل مفعولبه ، ظرف زمان متعلّق به امنع ، مضارع معلوم ، فاعل ، اين جملهء فعليه ، محلا مجرور مضاف اليه حين ، تمييز ، عاطفه ، عطف به عرفا ، مضاف و مضاف اليه منصوب حال براى فاعل .
پس جلوگيرى كن تقديم خبر را در وقتى كه آن دو جزء ( مبتدا و خبر ) از نظر معرفه و نكره بودن مساوى باشند و آن دو جزء از بين برندهء قرينه باشند ( يعنى قرينهاى همراه مبتدا و خبر نباشد كه مبتدا و خبر بودن آن دو را مشخص كند ) .
130
كذا اذا ما الفعل كان خبرا * او قصد استعماله منحصرا
جار و مجرور متعلّق به امنع در بيت قبلى ، ظرفيه شرطيه ، زائده ، اسم براى كان محذوف بر سبيل تفسير ، خبر آن نيز محذوف است اين جملهء كان محلا مجرور مضاف اليه اذا ، فعل ماضى ناقص ، ضمير در آن اسمش ، خبر كان و الف اطلاق اين جمله كان با اسم و خبر محلّى از اعراب ندارد و مفسّر جملهء قبلى است ، عاطفه ، ماضى مجهول ، مضاف و مضاف اليه نائب فاعل ، منصوب حال براى مضاف اليه .
همچنين جلوگيرى كن از تقديم خبر ، در وقتى كه يك فعل خبر باشد ( زيد قام ) و يا قصد شده باشد از استعمال آن خبر ، محصور فيه بودن آن ( مانند انّما زيد شاعر ) .
131
او كان مسندا لذي لام ابتداء * او لازم الصّدر كمن لي منجدا