تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ألفية ابن مالك ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
328
و استثن ناصبا بليس و خلا * و بعدا و بيكون بعد لا
عاطفه ، فعل امر و فاعل ، حال براى فاعل ، متعلق به فعل امر ، عاطفه ، عطف به ليس ، عاطفه ، عطف به ليس ، عاطفه ، عطف به ليس ، ظرف مكان متعلق به محذوف حال براى يكون لفظ « لا » مضاف اليه . و مستثنا قرار بده در حالى كه نصب‌دهنده هستى آن را ، بوسيلهء ليس و خلا و عدا و يا به وسيلهء يكون در حالى كه بعد از لاى نافيه باشد ( يعنى لا يكون ) . 329
و اجرر بسابقى يكون ان ترد * و بعد ما انصب و انجرار قد يرد
عاطفه ، فعل امر و فاعل ، متعلق به ماقبل ، لفظ يكون مضاف اليه ، حرف شرط ، مضارع مجزوم فعل شرط و ضمير مستتر فاعل آن ، جواب شرط محذوف است ( ان ترد فاجرر ) ، عاطفه ، ظرف مكان متعلق به انصب ، لفظ « ما » مضاف اليه ، فعل امر و فاعل ، عاطفه ، مبتداء ، حرف تقليل ، فعل و فاعل جمله خبر . و جرّ بده به وسيلهء دو ادات قبل از يكون ( يعنى خلا و عدا ) ، اگر بخواهى ( مانند خلا اللّه ) و بعد از « ما » نصب بده ( مانند ما خلا اللّه ) و مجرور بودن گاهى وارد مىشود . 330
و حيث جرّافهما حرفان * كما هما ان نصبا فعلان
عاطفه ، ظرف مكان متعلق به حرفان كه به منزلهء مشتق است ، فعل تثنيهء ماضى و فاعل جمله محلا مجرور و مضاف اليه ، فاء ، تفريع ، مبتداء ، خبر ، جار و مجرور ، متعلق به فعلان كه به منزلهء مشتق است ، ضمير منفصل مبتدا ، حرف شرط ، فعل تثنيهء ماضى فعل شرط و فاعل ، جواب شرط محذوف است . اين جملهء شرطيه محلّى از اعراب ندارد و معترضهء بين مبتدا و خبر است ، خبر . و هرجا كه جرّ بدهند خلا و عدا ، پس آن دو ، حرف هستند ، همان‌طور كه آن دو اگر نصب بدهند ، فعل خواهند بود .