حرف جرّ و قول محذوف مجرور آن جار و مجرور متعلق به محذوف خبر براى مبتداى محذوف ، فعل نهى ، متعلق به ماقبل ، حرف استثناء ، تأكيد براى الّا قبلى ، بدل كلّ از كلّ براى الفتى .
الغاء كن ( از عمل ) الّاى داراى تاكيد را ( يعنى الّا دوم كه براى تأكيد آمده است ، مابعد خود را بنا بر استثنائيّت نصب نمىدهد ) مانند : لا تمرر بهم الّا الفتى الّا العلا ( مرور نكن به آنها مگر به جوان ، علاء ) .
321
و ان تكرّر لا لتوكيد فمع * تفريغ التّاثير بالعامل دع
استيناف ، حرف شرط ، مضارع مجزوم و مجهول فعل شرط ، ضمير مستتر نائب فاعل ، حرف عطف ، متعلق به محذوف ، فاء ، جزائيه ، مضاف و مضاف اليه ظرف مكان متعلق به دع ، مفعول مقدم ، متعلق به التّاثير ، فعل امر و فاعل .
اگر تكرار شود الّا نه براى تأكيد ( كه سه صورت بدين شرح پيدا مىكند ) پس در صورت مفرّغ بودن ( از مستثنىمنه يعنى در صورت حذف مستثنىمنه از كلام ) ، تأثير و عملكردن به وسيلهء عامل را واگذار كن ( يعنى الّا در مابعد خود بنابر استثنائيت عمل نصبى نمىكند ) .
322
في واحد ممّا بالّا استثني * و ليس عن نصب سواه مغنى
متعلق به دع در بيت قبلى ، متعلق به محذوف صفت براى واحد ، متعلق به استثنى ، ماضى مجهول و نائب فاعل جملهء صلهء ماى موصول ، عاطفه ، فعل ناقص ، متعلق به مغنى ، مضاف اليه ، ضمير مفرد مذكر غائب مضاف اليه ، اسم ليس ، خبر ليس موجودا محذوف است .
( عمل نمىكند عامل ) در يكى از آن مستثناهائى كه به وسيلهء الّا استثناء شده است و نيست از نصب دادن غير از آن ( مستثنا ) ، بىنيازكنندهاى ( مانند ما قام الّا زيد الّا عمروا كه در آن عامل يعنى فعل قام فقط مىتواند در زيد عمل كند و نمىتواند در عمروا عمل كند و لذا عمل به وسيلهء قام را رها مىكنيم و عامل نصب عمروا را خود الّا دوم قرار مىدهيم . )