كاف حرف جرّ و قول محذوف مجرور آن . جار و مجرور متعلق به عامل مقدّر خبر براى مبتداى محذوف ، فعل جحد و فاعل ، حرف استثناء ، بدل بعض از كلّ از واو در لم يفوا ، حرف استثناء ، منصوب مستثنا به الّا جمله محلا منصوب مقول قول محذوف ، عاطفه و يا استيناف ، مضاف و مضاف اليه مبتداء ، متعلق به حكم ، مضاف و مضاف اليه خبر .
مانند : لم يفوا الّا امرء الّا عليّا ( وفا نكردند مگر مردى مگر على ) و حكم سائر مستثناها در معنا ، حكم مستثناى اول است ( يعنى اگر مستثناى اول داخل است ، بقيّه نيز همينطور است و اگر خارج است ، بقيّه نيز همينطور است مثلا در قام القوم الّا زيدا الّا عمروا ، زيد قيام نكرده و خارج است ، همينطور عمرو نيز قيام نكرده و خارج است ) .
326
و استثن مجرورا به غير معربا * بما لمستثنى بالّا نسبا
استيناف ، فعل امر و فاعل ، مفعولبه ، متعلق به فعل امر ، حال براى غير ، متعلق به معربا ، متعلق به نسب ، متعلق به مستثنى ، ماضى مجهول و نائب فاعل و الف اطلاق جمله صلهء ماى موصول .
مستثنا قرار بده مجرور به غير را ( يعنى مضاف اليه غير ، مستثنا است ) در حالى كه خود غير اعراب داده مىشود به همان اعرابى كه به مستثناى به الّا نسبت داده شده است .
327
و لسوى سوى سواء اجعلا * على الاصحّ ما لغير جعلا
استيناف و يا عاطفه ، متعلق به اجعل مفعول بواسطه ، دو كلمهء بعدى عطف به سوى به حذف عاطف ، فعل امر و فاعل و الف منقلب از نون تأكيد خفيفه ، متعلق به جعل ، موصول اسمى مفعول اول اجعل ، متعلق به جعل مفعول دوم ، ماضى مجهول و نائب فاعل و الف اطلاق جمله صله .
و براى سوى و سوى و سواء قرار بده حتما ، آنچه را ( از استثناء و اعراب ) كه براى غير قرار داده شده است ، بنا بر اصحّ اقوال .