« مالك و زيدا » كه عطف زيد به ضمير مجرور و مخاطب كاف جايز نيست و نيز در عطف به مجرور بايد با اعادهء حرف جرّ باشد و لذا واجب است آن را بنا بر مفعولمعه نصب دهيم ) .
و يا اعتقاد داشته باشد ( اگر نصب دادن امكان نداشته باشد ) مقدّر بودن عاملى را ( تا نصبدهندهء آن باشد ) تا به صواب و حقّ برسى ( كه در اين صورت اسم منصوب مفعولبه براى عامل مقدّر خواهد بود ) .
چكيدهء بحث مفعولمعه :
[ تعريف ] مفعولمعه :
اسم منصوبى كه پس از واو مع واقع شده و دلالت بر چيزى كه فعل با آن انجام يافته است ، داشته باشد ، مانند : سيرى و الطريق مسرعة
عامل نصب مفعولمعه
1 - معه : عامل آن فعل و يا شبهفعل است
2 - برخى از نحاة : عامل آن واو است .
عامل نصب مفعولمعه در جائى كه پس از ماء استفهاميه و كيف واقع مىشود ، فعلى از مادّهء كان است كه در تقدير مىباشد ، مانند « ما انت و زيدا » كه در اصل « ما تكون انت و زيدا » است .
اسم بعد از واو مع
1 - امكان عطف آن به ماقبل وجود دارد
الف ) عطف نمودن ضعيف است : نصب دادن آن بنا بر مفعولمعه بهتر است ، مانند سرت و زيدا كه عطف زيد به ضمير متصل مرفوع ضعيف است .
ب ) عطف نمودن ضعيف نيست : عطف نمودن بهتر است از نصب دادن ، مانند كنت أنا و زيد كالاخوين .
2 - امكان عطف آن به ماقبل وجود ندارد :
نصب آن واجب است ، چه بنا بر مفعولمعه بودن و چه بنا بر مفعولبه بودن به تقدير عاملى براى آن ، مانند « مالك و زيدا » .