استثناء
آخرين اسم ، منصوب مستثناء است كه در معنا مفعولبه حساب مىآيد ، در اين موارد ، از نظر معنا فعل استثنىء در تقدير است .
316
ما استثنت الّا مع تمام ينتصب * و بعد نفي او كنفى انتخب
موصول اسمى مبتداء ، فعل ماضى مؤنث ، لفظ الّا فاعل جملهء فعليه صله ، مضاف و مضاف اليه ظرف مكان متعلق به استثنت ، فعل و فاعل جمله خبر ، عاطفه ، مضاف و مضاف اليه ظرف متعلق به انتخب ، عاطفه ، كاف اسم به معناى مثل مضاف و مابعد مضاف اليه عطف به نفى ، ماضى مجهول نائب فاعل آن در بيت بعدى مىآيد .
آنچه كه ( يعنى مستثنا ) استثنا كند الّا همراه با تمام بودن كلام ( يعنى مستثنىمنه در كلام مذكور باشد ) ، منصوب مىشود ( مانند : قام القوم الّا زيدا ) و بعد از نفى و يا مثل نفى ( نهى و استفهام ) ، برگزيده شده است .
317
اتباع ما اتّصل ما انقطع * و عن تميم فيه ابدال وقع
مضاف و مضاف اليه ، نائب فاعل براى انتخب در بيت قبلى ، موصول اسمى مضاف اليه ، فعل و فاعل جمله صله ، عاطفه ، فعل امر و فاعل ، موصول اسمى مفعولبه ، فعل و فاعل جمله صله ، عاطفه ، متعلق به وقع ، متعلق به محذوف خبر مقدّم ، مبتداى مؤخّر ، فعل ماضى و فاعل جمله محلا مرفوع نعت براى ابدال .
( برگزيده شده است ) تابع قرار دادن مستثنائى كه متصل است ( يعنى تابع قرار دادن بهتر است از نصب بنا بر استثناء مانند ما جاء القوم الّا زيد ) و نصب بده آن مستثنائى كه منقطع است ( يعنى نصب آن بهتر از تابع قرار دادن آن است مانند ما قام القوم الّا حمارا ) و از قبيله تميم در آن مستثناى منقطع بدل قرار دادنى است كه واقع شده است .