تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ألفية ابن مالك ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
شرط ، فاعل ، فعل و فاعل جمله صفت ، جواب شرط به قرينه محذوف است ( سوّ وصفا ذا عمل بالفعل ) . يكسان بدان در اين باب اشتغال ، صفتى را كه داراى عمل است ( يعنى عمل مىكند مثل ضارب ) ، يا فعل ( مشتغل ) ، اگر مانع حاصل شده ( مثل ال كه بر آن داخل شده باشد ) نباشد ( مانند أزيدا انت ضاربه الآن ) . 266
و علقة حاصلة بتابع * كعلقة بنفس الاسم الواقع
استيناف ، مبتداء ، صفت ، متعلق به حاصلة ، متعلق به محذوف خبر مبتدا ، متعلق به محذوف صفت براى علقة ، مضاف اليه ، صفت الاسم . ضمير موجود در تابع ( آن اسم شاغل يعنى در تابعى كه براى اسم بعد از فعل مشتغل آورده مىشود مثل اخاه در مثالى كه مىآيد ) مثل ضمير موجود در خود اسم شاغل كه بعد از فعل هست مىباشد ، يعنى مثال « أزيدا ضربت عمروا و اخاه » كه ضمير مفرد مذكّر غائب در تابع اسم بعد از فعل يعنى عمروا وجود دارد ، مانند اين مثال است : « أ زيدا ضربت اخاه » كه ضمير در اسم شاغل يعنى اسم بعد از فعل وجود دارد .

چكيدهء بحث اشتغال :

موضوع بحث در اين‌جا ، بررسى اعراب آن اسمى است كه قبل از فعل و يا شبه فعلى قرار دارد كه هردو در ضميرى كه به آن اسم برمىگردد ، عمل كرده‌اند . اعراب آن اسم ، يا رفع است بنابر ابتدائيت و يا نصب به واسطهء فعل مقدّرى كه مطابق به فعل ظاهر است ، مانند : زيد ضربته .

اركان اشتغال

1 - اسم مشغول‌عنه ( مشتغل‌عنه ) كه همان اسم قبل از فعل است مانند زيد در مثال فوق 2 - فعل مشغول ( مشتغل ) ، مانند ضربت در مثال . 3 - ضمير مشغول‌به ( مشتغل‌به ) : عبارت است از ضميرى كه فعل مشغول بلاواسطه به آن متعدّى است و يا مع الواسطه ، مانند ضمير مفرد مذّكر غائب در مثال .