شرايط هريك از اركان اشتغال :
الف ) شرائط مشغولعنه :
1 - يكى باشد ، يعنى چه لفظا و چه معنا متعدّد نباشد .
2 - مقدّم بر فعل مشغول باشد .
3 - بتوان آن را به صورت ضمير بعد از فعل آورد ، بخلاف حال و تمييز كه نمىتوان ضمير براى آن آورد .
4 - محتاج مابعد خود باشد ، بنابراين مثال « جائك زيد فأكرمه » از باب اشتغال نيست ، زيرا زيد به واسطهء معمول شدن براى فعل ماقبل خود ، محتاج مابعد خود نيست .
5 - صلاحيت ابتداء را داشته باشد ، يعنى نكرهء محض نباشد .
ب ) شرائط فعل مشغول :
1 - متّصل به مشغولعنه باشد .
2 - صلاحيت عمل در ماقبل خود را داشته باشد ، مثلا فعل متصرّف و يا اسم فاعل و يا اسم مفعول باشد .
شرط ضمير مشغولبه :
اجنبى از اسم مشغولعنه نباشد ، يعنى ضميرى باشد كه به مشغولعنه برگردد .
اقسام اسم مشغولعنه
1 - واجب النصب : در وقتى كه بعد از يكى از ادوات مخصوص فعل ( مانند ان و حيثما ) واقع شود ، مانند : ان زيدا لقيته فاكرمه .
2 - واجب الرّفع : در وقتى كه بعد از يكى از ادوات مخصوص ابتداء ( مانند اذاء فجائيه ) واقع شود ، مانند خرجت فاذا زيد لقيته .
3 - راجح النصب : در وقتى كه قبل از فعل طلبى و يا بعد از اداتى كه غالبا بر فعل داخل مىشوند ، به كار رود ، مانند زيدا اضربه .
4 - متساوى الامرين : در وقتى كه بعد از حرف عطفى باشد كه قبل از آن ، جملهء اسميهاى قرار گيرد كه خبر آن جملهء فعليه باشد ، مانند : زيد قام و عمروا ( عمرو ) اكرمته .