5 - راجح الرّفع : و آن در غير از موارد فوق است ، مانند زيد رأيته .
فاصله شدن حرف جرّ و يا مضاف بين فعل و ضمير جايز است ، در اين صورت در وقتى كه اسم مشغولعنه منصوب است ، بايد معناى فعلى كه در ظاهر كلام واقع شده است ، در تقدير گرفته شوند و نه لفظ آن ، مانند زيدا مررت به .
صفتى كه شرائط عمل را دارد ، مىتوان به عنوان مشغول ، در اين باب به كار رود .
گاهى ضمير مشغولبه در تابع اسم شاغل ( يعنى اسم بعد از فعل مشغول ) وجود دارد .
باب متعدّى و لازم
267
علامة الفعل المعدّى ان تصل * ها غير مصدر به نحو عمل
مضاف و مضاف اليه مبتدا ، نعت براى الفعل ، حرف مصدرى ، مضارع منصوب كه سكون آن وقفى است و ضمير مستتر در آن فاعل ، و ان و مابعد تأويل به مصدر رفته خبر مبتدا ، هاء مفعولبه ، مضاف اليه ، مضاف اليه ، متعلق به تصل ، خبر براى مبتداى محذوف ، لفظ عمل مضاف اليه .
علامت فعل متعدّى اين است كه متّصل نمائى ضمير هاء ( رجوعكننده به ) غير مصدر را به آن ، عمل ( در مثل « الخير عملته » )
268
فانصب به مفعوله ان لم ينب * عن فاعل نحو تدبّرت الكتب
تفريع ، فعل امر و فاعل متعلق به ماقبل ، مضاف و مضاف اليه مفعول ، حرف شرط ، فعل جحد فعل شرط و فاعل ، جواب شرط محذوف است ( فانصبه به ) ، متعلق به فعل جحد ، خبر براى مبتداى محذوف ، فعل و فاعل مفعولبه جملهء فعليه محلّا مجرور مضاف اليه .
پس نصب بده به وسيلهء آن فعل متعدّى ، مفعول آن را ، اگر نائب نشود ، آن مفعول از فاعل ( كه در اين صورت به عنوان نائب فاعل مىشود ) ، مانند تدبّرت الكتب ( تفكر كردم كتابها را ) .