260
و اختير نصب قبل فعل ذي طلب * و بعد ما ايلاؤه الفعل غلب
استيناف يا عاطفه ، ماضى مجهول ، نائب فاعل ، ظرف مكان متعلق به اختير ، مضاف اليه مضاف و مضاف اليه نعت براى فعل ، عاطفه ، ظرف مكان عطف به قبل ، موصول اسمى مضاف اليه ، مضاف و مضاف اليه مبتداء ضمير هاء مفعول به مصدر كه مضاف اليه آن است ، مفعول دوم ايلاء ، فعل و فاعل جمله خبر و جملهء اسميه صلهء ماى موصول .
و برگزيده شده است ( نظريّهء ) نصب ( اسم وقتى كه واقع شود ) قبل از فعل ( طلبى يعنى فعل ) داراى طلب و بعد از آن اداتى كه ( غالبا فعل بعد از آن واقع مىشود يعنى ) به عقب در آوردن آن ادات ، فعل را غالب است .
261
و بعد عاطف بلا فصل على * معمول فعل مستقرّ اوّلا
عاطفه ، ظرف مكان ، عطف به ظرف مكان قبلى ، جار و مجرور متعلق به محذوف نعت براى عاطف ، لا اسم به معناى غير مجرور به باء و فصل مضاف اليه ، جار و مجرور متعلق به عاطف ، مضاف اليه ، نعت براى فعل ، ظرف مكان متعلق به مستقرّ .
و ( نيز اختيار شده است نصب اسم قبلى در وقتى كه آن اسم واقع شود ) بعد از حرف عطفدهندهاى كه بدون فاصله ( عطف داده است آن اسم قبلى را ) به معمول آن فعلى كه قرار دارد در قبل از آن ، مانند عمروا در مثال « ضربت زيدا و عمروا اكرمته » .
262
و ان تلا المعطوف فعلا مخبرا * به عن اسم فاعطفن مخيّرا
استيناف ، حرف شرط ، فعل ماضى فعل شرط ، فاعل ، مفعولبه ، نعت براى فعلا ، متعلق به مخبرا ، متعلق به مخبرا ، جزائيه ، فعل امر مبنى بر فتح متصل به نون خفيفه و فاعل ، حال براى فاعل .
اگر به عقب درآيد ، ( اسمى كه ) معطوف ( است به وسيلهء حرف عطف ) فعلى را كه متصرّف است ) كه خبر داده شده بوسيلهء آن فعل ، از اسمى ( كه مبتدا است ) پس عطف كن