نصب اسم قبلى واجب است ، اگر عقب دربيايد آن اسم سابق ، كلماتى را كه اختصاص به فعل دارند ، مانند ان شرطيه و حيثما .
258
و ان تلا السّابق ما بالابتدا * يختصّ فالرّفع التزمه ابدا
عاطفه ، حرف شرط ، فعل ماضى فعل شرط ، فاعل ، موصول اسمى مفعولبه ، متعلق به مابعد ، فعل و فاعل جمله صله ، جزائيه ، مفعول فعل محذوف به طريقهء تفسير جمله محلا مجزوم جواب شرط ، فعل امر و فاعل و مفعول جملهء مفسّرة ، ظرف زمان متعلق به فعل امر .
و اگر به عقب درآيد اسم قبلى ، كلماتى را كه به ابتداء ( و آغاز كلام ) اختصاص دارد ( مانند اذاء فجائيه ) ، پس رفع آن را واجب بدان آن رفع را هميشه .
259
كذا اذا الفعل تلا ما لم يرد * ماقبل معمولا لما بعد وجد
جار و مجرور متعلق به محذوف صفت براى مفعول مطلق محذوف فعل امر التزم ، شرطيهء ظرفيّه ، فاعل فعل محذوف به طريقهء تفسير ، فعل و فاعل جملهء مفسّره ، موصول اسمى مفعول به ، فعل جحد ، موصول اسمى جمله صله ، ظرف مكان متعلق به محذوف صله ، حال براى فاعل يرد ، متعلق به معمولا ، ظرف مكان متعلق به وجد ، ماضى مجهول و نائب فاعل جملهء صلهء موصول اسمى در لما .
واجب بدان ، رفع را همچنين ، در وقتى كه فعل به عقب درآيد ( ادات صدارتطلب را مانند استفهام ، ماى نافيه و ادوات شرط را يعنى ) آنچه را كه وارد نشده باشد ماقبل آن در حالى كه معمول چيزى است كه بعد از آن يافت شده است ، مانند : زيد هل رأيته . مراد از اين بيت اين است كه فعل مشتغل به ضمير ( يعنى رأيته در اين مثال ) بعد از ادات صدارتطلب ( مثل هل استفهاميه مراد از ادات صدارتطلب ، آن اداتى است كه مابعد آن در ماقبل آن عمل نمىكند ) واقع شود ، در اين صورت رفع اسم سابق يعنى زيد واجب است .