فعل و اسم مفعول ) است ، نصب براى آن ( متعلق به رافع كه حال و تمييز و غيره است ) به تحقيق ثابت است .
چكيدهء بحث نائب فاعل :
نائب فاعل چهارمين اسم مرفوع است .
نائب فاعل :
اسمى كه پس از حذف فاعل ، به جاى آن قرار مىگيرد .
نائب فاعل در تمام احكام همانند فاعل است . فعل نائب فاعل مجهول است .
قاعدهء مجهولسازى فعل در علم صرف آمده است .
در فاء الفعل ثلاثى معتلّ العين و يا مضاعف ، سه حركت كسره ، اشمام و ضمّه جايز است ، مانند : بيع ، بوع و بيع و حبّ ، حبّ و حبّ .
در حرف قبل از عين الفعل باب افتعل و انفعل معتلّ العين ، نيز همين سه حركت جايز است ، مانند :
اختير ، اختور اختير و انقيد ، أنقود ، انقيد .
اگر مفعولبه ، در كلام ذكر شده باشد ، ظرف متصرف ، ( كه در غير از ظرفيت نيز به كار مىرود ) و مصدر متصرّف غير تأكيدى ( براى غير حالت مصدرى مثل فاعل نيز به كار مىرود ) و جار و مجرور ( كه متعلق به محذوف و نيز براى تعليل نباشد ) ، نائب فاعل مىشود ، مانند : سير يوم السّبت و ضرب ضرب شديد و سير بزيد . حال اگر يكى از ويژگيهاى مذكور در اين سه كلمه موجود نباشد ، نمىتوانند نائب فاعل واقع شوند .
با وجود مفعولبه در كلام ، نائب فاعل شدن اين سه كلمه ، كم است .
در باب كسى و ظنّ و أرى ، مفعول اول نائب فاعل مىشود . مشهور نحاة نائب فاعل بودن مفعول دوم را در باب ظن و ارى جايز ندانستهاند ، اما ابن مالك آن را جايز مىداند .
مفعول سوم در اينها ، نائب فاعل واقع نمىشود .
بعد از مرفوع شدن نائب فاعل ، سائر متعلقات فعل ( مثل حال و تمييز ) در حالت نصبى خود باقى خواهند بود .