ثابت نمايد كه بسم اللّه جزء اول سوره حمد و سورههاى ديگر نيست بلكه فقط جزء سوره نمل است .
و فخر رازى فهميده كه معناى اين گفتار اعتقاد به تحريف قرآن است لذا در رد اين عقيده گفته : اگر بسم اللّه جزء قرآن نباشد پس قرآن از كم شدن و فزونى و تغييرات محفوظ نمانده است و اگر جايز باشد كه گمان شود كه اصحاب چيزى را به قرآن افزودهاند پس مجاز خواهد بود كه فكر كنيم چيزى را هم از آن كم كردهاند و در اين صورت است كه قرآن از حجيت خود مىافتد « 1 » .
و سيد بن طاووس هم به اين مطلب پى برده و در رد حرف يك نفر از اهل سنت كه شيعه را متهم به تحريف كرده مىگويد : ما در تفسير شما ديديم كه شما مدعى شديد بسم اللّه جزء قرآن شريف نيست ، در صورتى كه عثمان آن را در قرآن نوشته است و همين ، اعتقاد پيشينيان شماست . آيا آنها آن را آيهاى از قرآن نمىدانند در حالى كه بسم اللّه صد و سيزده آيهء قرآن محسوب مىشود ؟ آيا شما كه آنها را زيادى حساب مىكنيد ، و آن را جزء قرآن نمىدانيد . همين اعتراف بافزودن چيزى كه جزء قرآن نيست بر آن محسوب نمىگردد ؟ ! « 2 »
حروف مقطعه نام سورهها هستند
اين جمله گروهى از اهل سنت است كه دلالت بر تحريف دارد .
سيد بن طاووس در رد بر يكى از اهل سنت مىگويد : شما در تفسير بيان كرديد حروف مقطعه كه در اول سورههاى قرآن آمده نام سورهها است در حالى كه قرآنى كه شما معتقديد آقايت عثمان جمع آورى كرده ، خيلى از سورههائى را كه با حروف مقطعه آغاز شده بنام ديگرى
هامش
( 1 ) تفسير كبير رازى : ج 19 ، ص 160
( 2 ) سعد السعود : ص 145 .