كلمه در هيچ عبارت بليغ عربى وارد نشده است .
بنابراين بايد اين رواياتى را كه از كتب اهل سنت نقل شد و روايات ديگرى كه دلالت بر تحريف قرآن دارند طرد كرده و كنار بگذاريم اگر چه در صحيح بخارى ، يا مسلم ، يا در صحاح و سنن ديگر باشند چون قرآن به تواتر پيش همه مسلمانان به اثبات رسيده است و نقل اين گونه روايات يا ناشى از خلط اصحاب است يا ناشى از اشتباه و استنباط غلط آنها يا اينكه نسبت دروغ و افتراء به اصحاب دادهاند .
جريان بسم اللّه و تحريف قرآن
در اينجا جريان ديگرى وجود دارد كه حاكى از تحريف است گر چه صراحتا نگفتهاند و آن اينست كه عدهاى مدعى شدهاند كه بسم اللّه الرّحمن الرّحيم جزء آيات قرآن نيست . زمخشرى مىگويد : فقهاء و قاريان مدينه ، بصره ، شام بر آنند كه بسم اللّه جزء سوره حمد و سورههاى ديگر نيست « 1 » .
و در اين رابطه روايت ديگرى به اين مضمون نقل كردهاند : اين آيه در مرحله اول به صورت بسم اللّه نازل شد و بعد از مدتى الرحمن به آن افزوده شد و پس از گذشت مدت ديگرى تكميل شد « 2 » .
معناى اين حرف اينست كه بسم اللّه جزء سوره حمد نبود كه پيامبر ( ص ) از زمان بعثت آن را مىخواند .
و باقلانى هم چند صفحه درباره اين مسئله نوشته و خواسته
هامش
( 1 ) كشاف : ج 1 ، ص 1 ، و در اين رابطه مراجعه فرمائيد به كتابهاى : المرونة الكبرى : ج 1 ، ص 64 ، و فقه السنة : ج 1 ، ص 136 ، و احكام القرآن ابن عربى :
ج 1 ، ص 2 ، و روح المعانى : ج 1 ، ص 37 .
( 2 ) التنبيه و الاشراف : ص 225 ، و السيرة الحلبية : ج 3 ، ص 23 ، و كنز العمال :
ج 5 ، ص 244 ، و الطبقات الكبرى : ج 1 ، ص 263 ، و روح المعانى : ج 1 ، ص 37 ، و العقد الفريد : ج 3 ، ص 4 .