فراموشى و غفلت توصيف گردد بلكه مقصود اينست كه خداوند متعال آن را پيش ما حفظ و نگهدارى مىنمايد .
و مسلم است كه هيچ وحيى بعد از رحلت پيامبر ( ص ) نازل نشده كه اين شريعت را نسخ و باطل سازد و اگر ما اين نوع از نسخ را در بعضى از ما انزل اللّه تجويز كنيم . ناچاريم براى تخصيص بعض ، برهان اقامه كنيم و چون برهان نداريم ناگزيريم آن را در همه آن تجويز نمائيم . و نتيجه اين مىشود كه هيچ تكليف و مسئوليتى در بين مردم كه با وحى ثابت شده ، به حالت خود باقى نماند . و چه حرفى زشتتر و نارواتر از اين گفتار است . . . ! « 1 » دكتر صبحى صالح مىگويد : نسخ را به سه نوع تقسيم كردهاند :
1 - نسخ حكم بدون تلاوت 2 - نسخ تلاوت بدون حكم 3 - نسخ تلاوت همراه حكم اما جرأت اينها در نوع دوم و سوم است كه تلاوت آيات مشخصى از قرآن را همراه حكم يا به تنهائى نسخ شده ، دانستهاند .
ولى كسى كه به كار ساختگى اينها توجه كند ، بسرعت به خطاى عمدى آنها پى خواهد برد ، چون تقسيم نمودن مسائل به انواع متعدد در صورتى صحيح است كه هر نوعى از آنها ، داراى شواهد و نمونههاى زياد يا حداقل كافى و قانع كننده باشد ولى عاشقان نسخ ، جز يك نمونه يا دو نمونه براى هر يك از آن دو نوع ندارند . و همه آنچه را نقل كردهاند خبر واحد است كه در نزول قرآن و نسخ آن نمىتوان با خبر واحدى كه حجيت ندارد ، يقين و اطمينان پيدا كرد .
هامش
( 1 ) اصول السرخسى : ج 2 ، ص 78 - 80 بنقل از التمهيد : ج 2 ، ص 281