اگر بخواهيم دريافتن حقيقت اصرار بورزيم بايد كه عدم دقت اين مطالب را بپذيريم و ناچار حجاج را به عنوان تنها عامل اصلاحى كه در عصر او به عمل آمده نپذيريم ، بلكه قبول كنيم كه اين اصلاح بوسيلهء عدهء زيادى در كنار حجاج انجام و پس از او ادامه يافته است .
سنجش اخبار اصلاح مصحف
ظاهرا چنين به نظر مىرسد كه در آغاز حكومت عبد الملك ، مصاحف عثمانى كه در اصل خود نقائصى داشته ، در اثر استنساخهاى مغلوطى كه از آنها شده وضع وخيمترى يافته . « 102 » از طرف ديگر ، عدهاى از قاريان و همچنين عدهاى از دولتمردان از قبيل عبيد اللّه بن زياد و حجاج كم و بيش احساس مىكنند كه تا وقتى :
كتابت مصاحف با الفباى ناقص
DEFECTIVA
SCRIPTIO
انجام مىشود ، هيچگونه پيشرفتى جدى در تثبيت كتابت قرآن تحقق نخواهد يافت .
اين نكتهء اخير در تاريخ كتب سامى به هيچ عنوان تازگى ندارد . اين قبيل اصلاحات ، مثل وارد ساختن حروف صدادار كشيدهء در كتابت عبرى است كه در قديم انجام يافته است . اين روش در قرن ششم مسيحى ( و يا به عقيدهء ماير - لامبر در قرن هفتم ) تكامل يافته و به روش مرتبتر ربانيون و يا كاتبان طبريه منجر شد كه هفت طنين صوتى را در خطوط خود منعكس كنند . ممكن هم هست كه چنين به نظر آورد كه اين اصلاح از كار مشابهى الهام گرفته شده باشد كه بوسيلهء مسيحيان نسطورى ادسا
هامش
( 102 ) ابو احمد عسكرى بنقل ابن خلكان ص 125 س 2 ببعد . قراءت قرآن چهل و چند سال در مصاحف عثمانى ادامه يافت تا اينكه در دورهء حكومت عبد الملك تصحيفات زياد در عراق رواج يافت .