او نيز تاريخنويسان نطقهائى از او به صور مختلف نقل كردهاند كه كاملا اين استعداد خطيبى را در او تأييد مىكند . « 99 »
اين دولتمرد ، هر قدر كه با استعداد مىبود و هر آن اندازه كه مقتدر مىبوده ، معذلك نبايستى دربارهء نقشى كه او در تجديد نظر در كتابت مصحف عثمانى ايفاء كرد ، اغراق ورزيد و گزافه گفت . در اينكه حجاج عامل اقداماتى مفيد نيز بوده بحثى نيست . ولى اين كار ( تجديد نظر در كتابت مصحف ) به قدرى حساس بود و به اندازهاى با مشكلات بزرگ روبرو مىگرديد كه بايد با يك چنان ريزهكاريهاى احترامآميزى بدان دست مىيازيد كه مسلما نمىتوانسته بدون نظر موافق عمومى انجامپذير باشد .
بدين ترتيب ، وقتى اخبار مربوط به نقطهگذارى و اعراب دادن بكلمات ( اعجام و اعراب ، الفباى كامل
Plena
ScriPtio
) قرآن را كه مطلقا به حجاج نسبت دادهاند كنار نهيم ( و فقط اطلاعاتى را نگاه داريم كه همين اندازهها ارزش دارند ، ولى نقشهائى را در اين كار بعهدهء شخصيت - هاى ديگر احاله مىكنند ) ، و بويژه وقتى اساس كار را بر مطالعهء باستان نگارى قرآنهاى قديم بنهيم ، بدين نتيجه مىرسيم كه واقعيتها بغرنج ، تاريك و حتى متناقض مىباشند و حجاج نمىتواند به تنهائى در طول آخرين
هامش
( 99 ) مشهورترين اين خطابهها همان است كه در انقلاب كوفه ايراد كرده ، ر ك ، مروج الذهب مسعودى چاپ با ربيه دومينارد 5 : 294 ببعد .
در همان خطبه بود كه بدون حمد و ثناى خدا و صلوات پيغمبر سخن آغاز كرد و گفت :
« كار من روشن است و از بالا مىنگرم و چون عمامه را بردارم مرا خواهيد شناخت . به خدا چشم - ها مىبينم كه خيره است و گردنها كه افراشته است و سرها كه رسيده و هنگام چيدن آن فرا رسيده است و اين كار من است . گوئى مىبينم كه خونها ميان عمامهها و ريشها جارى است . . . » ( ترجمهء مروج 2 : 131 ) . م .