قادرند متن قرآن را بدرستى و دقت بنويسند . مىگويند وقتى خليفه عثمان چند لحن ( خارج از صرف و نحو ) در مصحف نمونه ديد گفت : اگر املاء كنندهء آن از هذيل بود ( عشيرهاى مجاور ثقيف ) و اگر كاتب آن از ثقيف بود اينها پيش نمىآمد « 96 » بنابراين حجاج براى اين اصلاح اصالتا صلاحيتى داشته است و بفرض اينكه در جوانى معلم مدرسه نبوده باشد - چنان كه دشمنان او اين مطلب را تأييد مىكنند - « 97 » لااقل مىتوان گفت همانند تعداد زيادى از هموطنانش اطلاعات قابل اطمينانى دربارهء هنر نوشتن و خواندن داشته است . قصههائى وجود دارد كه بما نشان مىدهد او چقدر علاقهمند بوده كه « كتاب اللّه » « 98 » را درست تلاوت كند . در مورد استعداد سخنرانى
هامش
( 96 ) اين روايت از عكرمه ( متوفى 105 / 723 ) نقل شده بوسيلهء ابن ابى داود :
33 س 9 .
( 97 ) لامنس : ايضا 140 ببعد . اين توهينى شمرده مىشد . زيرا حرفهء معلمى نزد عرب تحقير مىشد .
( 98 ) جاحظ : حيوان ( در حالى كه مطلبى را از اصمعى نقل مىكند ) 5 : 65 سطر 5 از پائين ديده شود . همچنين داستانى ( كه فى نفسه مشكوك بوده ولى انعكاس يك عقيدهء عمومى است ) اين دولتمرد را بما نشان مىدهد كه از غافلگير شدن در خواندن يك آيهء قرآنى ناراحت شده ؛ ببينيد سيرافى 23 كه در نزهة 20 تكرار شده ، ادبيات قصهاى هم حجاج را به عنوان يك شعرشناس لطيف معرفى مىكند . به امالى قالى مراجعه شود ( چاپ دوم قاهره 1344 ) 1 : 86 ببعد .
منظور از سيرافى حسن بن عبد اللّه بن مرزبان ( متوفى 368 / 979 ) فارسى است . او اديب نحوى معتزلى بود و كتابش « اخبار النحويين البصرين » معروف است . ( ابن خلكان 1 : 130 ، انباه الرواة 1 : 313 ، اعلام زركلى 210 : 2 ) ، اما ابو على قالى ( متوفى 356 / 967 ) در لغت و شعر و ادب در مراكش و قرطبه و عراق بسيار معروف بود . مشهورترين اثرش « النوادر » است در اخبار و اشعار كه به « امالى قالى » نيز معروف شده ( اعلام 1 : 320 ، ابن خلكان 1 : 74 ، انباه الرواة 1 : 204 . ) م .