سالهاى قرن اول هجرى ( آغاز قرن هشتم ميلادى ) عامل تصحيح كتابت مصحف به حساب بيايد .
آيا در اين مورد به نمونه و مثالى نياز هست ؟ بنابر روايتى مىدانيم كه حجاج يازده مورد را در مصحف عثمانى كه ظاهرا از نظر مفهوم نارسا و يا منقوص بوده كشف كرده است . او به اختيار و قدرت خود اين نقائص را مرتفع ساخته است . « 100 » اين نكته حجاج را يكنفر قارى قرآن نشان مىدهد كه از نفوذ كلامى رسمى برخوردار بود . هر چند دليلى وجود ندارد كه اين اخبار را رد كنيم اما با وجود اينها ، اين نوع اخبار مشكوك به نظر مىرسند .
آيا قابل قبول است كه فكر كنيم چند غلط و لحنى كه در نسخههاى مصاحف عثمانى بوسيله نسخهنويسان پيدا شده بود « 101 » فقط بابتكار و بدست او اصلاح شده باشد ؟ چنين تصورى نمىتوان داشت و بهر حال در اين مورد چيزى معلوم نيست .
هامش
( 100 ) روايت نقل شده بوسيلهء ابن ابى داود : 117 ، شامل متن 11 مورد اصلاحى است . روايتى ديگر ( ابن ابى داود 119 پائين صفحهء ، بنقل از نلدكه 3 : 260 ) نشان مىدهد كه حجاج فرمان داده كه كلمات قرآنى شمرده شود و اين شايد براى مطمئن شدن كامل از علامتگذارى متون بوده است .
حجاج شايد نخستين حاكمى بود كه چند نسخه از مصحف عثمانى تهيه كرده و به شهرهاى مختلف اسلامى فرستاده است . به همين جهت كازانوا مىخواهد كه او را جامع قرآن به حساب آورد . اما در واقع هيأتى به سرپرستى نصر بن عاصم روى بعضى از حروف قرآن نقطه گذارى كردند و رسم الخط قرآنى را در 11 مورد اصلاح نمودند . ( تفصيل را ببينيد . راميار :
تاريخ قرآن 108 و 158 ) .
( 101 ) همچنين در قرآن شمارهء 102 21 : 4 نسخهء كوفه داشته است : قال ربى . . .
اما نسخه مدينه و بصره داشته : قل ربى . . . دربارهء اين اختلافات مراجعه كنيد ابن ابى داود 38 - 49 و مخصوصا نلدكه 3 : 8 ببعد .