نمىتوانست كه زياد نشود .
در برابر اين موقعيت رقتبار ، نخستين خلفاى اموى كه از نظر مذهبى تا اندازهاى فاقد حرارت بودند ، مجدانه عمل نمىكردند . بدون شك آنها چنين وانمود مىكردند كه سياست عثمان را تعقيب مىكنند ولى بواقع همانند اشخاصى كه واقف بودند زمان به سودشان مىگردد ، به كندى رفتار مىكردند . با اين انعطاف و ادامهء راهى كه از مشخصات ويژهء فرمانروائى مثل معاويه بود ، آنها فقط مىكوشيدند كه هر روز مقام و موقعيت مصاحف غير رسمى را پايينتر بياورند . اطلاعاتى كافى از اقدامى در جهت اين سياست در دست داريم . گفته شد ( ص 71 به بعد ) همين كه مصحف عثمانى تدوين گرديد ، عثمان اوراقى را كه محتوى نخستين مصحف خليفهاى يعنى ابو بكر بود به حفصه بازگرداند . ولى بعد متوجه شدند ، باقى گذاردن اين مدارك ( شواهد ) كه بىنهايت مورد احترام بود ، كار خطرناكى است . بنابراين خليفه مروان در مدت كوتاهى كه بر اريكهء قدرت نشست 64 / 684 ، اين اسناد را از حفصه خواست . دختر عمو از تسليم آنها استنكاف ورزيد . لذا با حوصله منتظر فرارسيدن روز مرگ او مىشوند تا اين مصحف را بچنگ آورند و محو كنند . « 90 »
هامش
( 90 ) ابن ابى داود ص 21 س 8 و ص 24 اواخر - دليلى كه بوسيله خليفه اقامه شده بقدرى عجيب و در معرض تاويل است كه مىارزد آن را بازگو كنيم ( ايضا به ص 25 ابن ابى داود مراجعه شود ) . « من اين كار را فقط بدان جهت كردم كه آنچه در اين اوراق هست به كتابت درآمده و در مصحف ( عثمانى ) حفظ شده ، ولى من ترسيدم كه زمانى بر مردم بگذرد و شككنندهاى در شأن اين اوراق شك كند و يا بگويد كه چيزى در آنها بوده كه نوشته نشده است . » .