تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در آستانه قرآن ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
« مسلم است كه هر مسجدى كه در آن چند نمونهء كهنهء قرآن وجود مىداشت مباهات مىكرد كه آنها را به عثمان برساند و از همه بالاتر ، قرآنى ديده مىشد كه خليفهء نگون‌بخت آن را با خون خود نشان‌دار كرده بود » . « 84 » از اين نمونه‌هاى قابل احترام در آغاز قرن چهارم در مصر وجود داشته . « 85 » تعداد زياد ديگرى و يا تنها چند برگ در قرطبه ، مراكش و بصره ( به هنگام عبور ابن بطوطه ) و چندين شهر ديگر وجود داشته است . « 86 » مع ذلك ، اگر جزئيات امر را بدقت مطالعه كنيم ، بلافاصله در اصالت عثمانى بودن اين قرآن‌ها دچار شك و ترديد مىشويم . قرآنى كه در آغاز قرن چهارم / دهم براى نمونه در قاهره بود ، سرانجام بوسيلهء معاصرين آن به عنوان يك قرآن عثمانى درست شناخته نشد . « 87 » بدين ترتيب به نظر مىرسد كه خيلى زود نسخه‌هائى كه عثمان به اطراف فرستاد ، از بين رفته باشد . تعجب البته بيشتر خواهد شد وقتى بخوانيم كه قطعاتى از نوشته‌هاى قرآنى مربوط به آن دوران به زمان ما هم رسيده باشد . از اين ، چه نتيجه‌اى مىشود گرفت ؟ آيا نتيجه اين خواهد بود كه
هامش
مىشود . اين مطلب حتى در مورخ مسيحىHaebreusBarبار هبرائوس ، گريگور - بوس ملطى معروف به ابن عبرى ، چاپ بيروت 1890 ص 179 س 13 ( و چاپ دوم 1958 ص 105 س 3 م . ) نيز اثر مىگذارد . دربارهء تفصيل اين مسأله مراجعه شود به كازانوا : 139 . ( 84 ) كازانوا : 123 . ( 85 ) ايضا 125 . ( 86 ) كازانوا 9 - 130 ، كه كار قديمى « كاترمرQuatremere» را از سر گرفته ، ضمنا آن را اصلاح و كامل مىكند . نلدكه 3 : 7 ببعد . ( 87 ) غالبا اطلاعات منتقله بوسيلهء مورخان اسلامى كاملا ايهام دارد . رجوع كنيد به قسمتهائى كه بوسيله كازانوا ترجمه شده است .