مخالفتى كه در برخى محافل با آن مواجه شده بود و براى تثبيت نصى كه مىخواست آن را نص كتاب مقدس قرار بدهد كاملا طبيعى به نظر مىرسد .
همچنين تلاش فرقهء مكى در كنار گذاشتن على ( ع ) با قلب و تحريف يكى از ادعاهاى او نيز كارى منطقى به نظر مىرسد . اختلافات تا مدت زيادى ادامه داشت .
سرانجام هم مصحف عثمان پيروز شد . ولى پيروزى آن علت ديگرى ، جز آنچه عثمان و معاصرينش فكر مىكردند . داشت .
اقدام عثمان كافى نبود
هر قدر هم كه آگاهىهاى ما از وضع نسخههاى قرآنى كه خليفهء عثمان براى شهرهاى بزرگ اسلامى فرستاد ناقص باشد ، باز مىتوانيم حدس بزنيم كه نارسائىهاى آنها چه بوده است .
بدون شك نسبت به اوضاعى كه به هنگام اشغال خلافت توسط عثمان وجود داشت ، پيشرفتهاى زيادى بدست آمده بود . نه فقط مصحف ابو بكر اصلاح و تكميل شده بود ، بلكه لااقل قسمتى از جامعهء اسلامى قبول داشت كه اين مصحف ، نص قرآن است و نظم و ترتيب سورهها و توالى آيات ، در آن به صورت ثابت غير قابل تغييرى درآمده است . مع ذلك ، اين اقدام هنوز نمىتوانست پاسخگوى توقعات ناشى از پيشرفت اسلام باشد .
اولا تعداد نسخههائى كه بدستور عثمان استنساخ شده بود ، بسيار محدود بود . بدون شك در مراكز بزرگ اسلامى وضع روشنتر بود :
نسخهء ارسالى خليفه نمونه و سرمشق شمرده مىشد و كافى بود كه بدان مراجعه شود . ولى در مراكز شهرى درجهء دوم يا كم اهميت ، چه متنى رواج و حكومت داشت ! آيا در آنجا هم نسخهاى در اختيار داشتند و يا تنها به از حفظ خواندن اكتفا مىكردند ؟ . . .