از طرف ديگر ، چه قبل از عثمان و چه بعد از او ، قرآن را فقط به شرطى مىتوانستند درست بخوانند كه الزاما آن را از حفظ داشته باشند ( ص 30 همين كتاب ) . نوشتهء موجود حافظ قرآن را هدايت مىكرد . نواقص و ضعف حافظه را جبران مىنمود و از افتادن جملات جلوگيرى مىكرد .
ولى خواندن حروف بىصدا و با صدا كه خصيصهء كلمه را روشن مىكند ، و اعراب كه وضع كلمه را در جمله روشن مىسازد ، همهء اينها بستگى داشت به شخص از برخوان ، حافظهء او و قدرتش در دانستن متن مقدس . از اينجاست كه ممكن است در از برخوانى نص قرآنى ، اختصاصات لهجهاى خاص حافظ قرآن نيز اثر داشته باشد . بويژه ، از اينجاست كه ممكن بود در قراءت قرآن ، اختلافاتى بطور خودآگاه و يا ناخودآگاه ابراز گردد . بطور كلى از همان فرداى تدوين مصحف عثمانى ، قراءت قرآن به صور مختلفى تجلى كرده است .
به علاوه ، يك واقعيت ديگرى نيز همچنان نگرانىآور است . اگر به عقل سليم تكيه كنيم ، اين نسخههائى كه عثمان به اطراف فرستاد ، بايد تا مدت زيادى در نظر مؤمنان داراى ارزش ويژهاى مىبوده است . معمولا قرآن را بشدت از آفات مختلف حفظ مىكردند . در حقيقت ، اخبار متعدد مفصلى در تواريخ و تذكرههاى تاريخى طى چندين قرن به چشم مىخورند كه به ما مىقبولانند كه اين نسخهها كلا يا جزءا با مراقبت پرهيزكارانهاى محفوظ مانده است . يك عامل روحى نيز ظاهرا اين شور را دامن زده است . سيماى عثمان با گذشت زمان تغيير شكل يافته ، قوم و خويش بازى و بىقيدى و سستى اين امير المؤمنين فراموش شده و در چهرهء او ديگر چيزى بجز شهيدى كه به هنگام قراءت « كتاب اللّه » « 83 » به زير شمشير قاتلين افتاده مشاهده نمىشود .
هامش
( 83 ) داستانهاى كمابيش رمانتيكى قتل عثمان در آثار همهء مورخان اسلامى ديده