عثمانى در اختيار خود داشتند . « 77 » هيچ چيز مانع از آن نيست كه بگوئيم همين مطلب در خارج از شهرهاى مقدس نيز مصداق داشته است .
مع الوصف ، سنت از اين فراتر مىرود . اگر بتوان قبول كرد ، على ( ع ) نيز شخصا در قبول مصحف عثمانى شتاب كرده ، او مىگفت : « اگر عثمان اين كار را بپايان نبرده بود ، من خود آن را به انجام مىرساندم » . « 78 » ولى اين خبر كمى مشكوك به نظر مىرسد . زيرا اگر اين حرف واقعا گفته شده باشد ، اين عمل بايستى دربارهء از بين بردن اشيائى كه در حيات پيامبر ، وحى ابتداء بر روى آنها نوشته مىشد ، انجام مىگرفت . ( ص 72 همين كتاب ) . با همهء اينها ، بايد پذيرفت كه اطلاعات ما دربارهء رفتار على ( ع ) در اين باره بسيار ناقص است .
برعكس ، از منابع مختلف مىيابيم كه ابن مسعود بسا چه سماجتى از پذيرش مصحف عثمانى سرباز مىزند . تنفر او به اندازهاى شديد بود كه بعضى از روايات قديمى و جانبدار مىكوشند كه از تأثير آن با گفتن اين كه ابن مسعود تغيير عقيده داده ، بكاهند . « 79 » ولى هيچ چيز نمىتواند شهادت ساير خبرهائى را كه نشان مىدهند چگونه اين خدمتگزار قديمى پيامبر بر عليه بىعدالتى و ظلمى كه نسبت به او شده بود طغيان كرد ، كتمان كند .
او اعتراض مىكرد كه : « چگونه به من دستور مىدهيد كه از مصحف حفظى
هامش
( 77 ) ايضا 81 ، 83 ، 85 ، 87 و جفرى 212 ، 226 ، 231 ، 235 .
( 78 ) ابن ابى داود ص 12 س 14 ببعد . اين روايت از دو طريق نقل شده ، ولى متن ثانى نشان مىدهد كه على ( ع ) بفكر تدوين نصى نيست !
( 79 ) ايضا 18 . روايت اصرار دارد بقبولاند كه ابن مسعود اميدبخش مىداند كه هفت قارى قرآن را به يك نفر تبديل كند ، ولى اين مطلب هيچگونه ارتباطى با تدوين نص قرآنى بر پايهء مصحف ابو بكر ندارد .