چون على ( ع ) و ابى وعدهء ديگر بطور مسلم آشكار مىنمايد . از اين ببعد اثرى به چشم نمىخورد كه اين شخصيتها ، كميسيون را از اين كه عالما متن قرآنى را مقلوب ساخته باشد ، سرزنش كرده باشند . ولى بعدها ، همانطور كه ديده خواهد شد ، يك گروه ، يعنى گروهى كه از قدرت مذهبى على ( ع ) پشتيبانى مىكند ، علنا عثمان را متهم مىسازد كه در قرآن اشارات مزاحم او را حذف كرده است .
مع ذلك ، انگيزههاى واقعى را كه الهامبخش عثمان بودند و او را به انجام اين كار واداشتند به شدت محكوم نكنيم . بعدها با گذشت زمان ، اين اتفاق نظر حاصل شد كه اين خليفه با انتخاب مصحف ابو بكر به عنوان پايهء نص قرآنى ، عملى انجام داد كه از نظر سياست اعتبار شامخى داشت . در مرحلهاى كه در آن روز بدان رسيده بودند ، هر انتخابى ، جنبهء اختيارى و حكمى داشت . مثلا اگر مصحف ابن مسعود را انتخاب مىكردند ، مخالفت اهالى سوريه و مردم بصره را كه علاقهمند به مصحف ابّى و ابو موسى اشعرى بودند برمىانگيخت . به علاوه ، اين كار توهينى به خاطرهء ابو بكر و جانشينش عمر تلقى مىشد . عثمان به خوبى دريافته بود كه با انتخاب يك چنين متنى ، جامعهء اسلامى با در نظر داشتن اين كه اين دو رجل موجب عظمت عربها شده و هر دو نيز از وفادارانى بودند كه اسلام احترامشان را محفوظ داشته ، هرگز دچار تفرقهء طولانى و عميق نمىشد .
با اين درك سياسى كه در آن دوره ، خانوادههاى بزرگ مكى را مشخص مىكند ، عثمان و اطرافيانش چنين حدس زدند كه اگر قسمتهاى مختلفى از نص قرآنى را به ابتكار خود تهيه كنند ، بدشوارى موفق خواهند شد كه آن را بقبولانند . بخصوص على ( ع ) كه مخالفتش رو به افزايش بود مانعى جدى را تشكيل مىداد . چرا از وجههاى كه دو خليفهء پيشين ابو بكر
در آستانه قرآن ( فارسى ) — صفحة 77
مساهمون: رژى بلاشر
ص٧٧