صورت ، فقط جنبهء افتخارى دارد . زيرا در حدود سال 30 / 650 وى حاكم كوفه بوده و نمىتوانسته فعالانه در كارهاى مصحف شركت جويد . در اين - جا انسان بدون شك دچار تعجب مىشود كه چطور روايات ، انعكاسى تا اين - حد ناهنجار را دربارهء حادثهاى كه در تاريخ اسلام اهميت اساسى دارد ، حفظ كرده باشد . بنابراين به تنها واقعيتى كه مىتوان اعتماد داشت ، اين است كه كميسيونى تحت رهبرى عثمان مشغول ضبط آيات قرآنى شده ، و بقيه مطلب در ابهام مىماند .
اين كار از روى چه قصدى انجام يافت ؟ در اينجا به مسألهاى بنهايت حساس دست زدهايم اگر به سنت حاكم اعتماد داشته باشيم ( كه مع الوصف در جزئيات مشكوك است ) هدف خليفه بسيار عالى بوده . فقط قبول يك نص قرآنى مىتوانسته اختلافاتى را كه در متن و يا بر اثر از برخواندن قرآن بوجود آمده از بين ببرد . بنابراين چنين اقدامى بايد مورد استقبال همهء جامعه قرار گرفته باشد .
ولى چنان كه از بعضى اخبار روائى مىتوان حدس زد از همان آغاز از خليفه ناشىگرىهائى سر زده و نيز مقاصدى مخفى وجود داشته است . به حقيقت ارزش مصحف ابو بكر هر چه باشد ، اين متن تفوقى بر ساير مجموعهها نداشته ، پس مع ذلك ، چه چيزى عثمان را انگيزه است كه آن متن را پايهء
هامش
فراموش كرده كه مصحف ابو بكر بهر صورت به مراجعه همگانى گذارده شد و زيد و عمر بر در مسجد آيات قرآنى را از مسلمانان دريافت كردند . و در دورهء عثمان هم اگر اسامى كميسيون 12 نفرى ، نفر به نفر در دست نيست ، 4 نفر از اعضاء را كه مىشناسيم . اين بار هم كه به عموم مسلمانان مراجعه شد و آيات بار ديگر مقابله گرديد و نتيجه هم با دفعهء پيش يكسان از كار در آمد . حال اگر از پس 15 قرن در جزئيات خبر و روايتى ، اختلافى بتوان بيرون آورد ، بر اساس كار لطمه نخواهد زد و تواتر مسلم آيات قرآنى خدشهبردار نخواهد شد . م .