اساس واحدش « اوراق حفصه » مىباشد . ولى بنا به يك خبر روائى ديگر ، « 65 » عثمان تقاضا مىكند كه هر كس نوشتهاى از وحى در اختيار دارد بياورد و بعد سعيد بن عاص و زيد را مأمور مىكند كه مصحف را با آن مواد تدوين كنند .
روايت ديگرى مىگويد كه « 66 » تهيه مصحف به مشاورهء عمومى گذاشته شد .
« گاهى كه بر سر يك آيه اختلاف نظر بود ، آن را به نام كسى كه از دهان پيامبر شنيده بود ، موسوم مىساختند . اگر اين مرد غايب بود و يا جاى ديگرى بود ، آيهء ماقبل و مابعد آن را مىنوشتند و جاى آن آيه را باز مىگذاشتند تا آن مرد بيايد ، و يا آن را بفرستد » .
شايد اين روايت نتيجهء ابهامى باشد كه ميان نسخهاى كه دربارهاش صحبت مىكنيم و نسخهء ابو بكر و عمر پيش آمده بود . اگر به حقيقت مشاورهاى پيش آمده بود كه احتياجى نبود بعدها مخالفتهاى غير قابل حلى ، از قبيل مخالفتهاى ابن مسعود كه دربارهاش باز سخن خواهد رفت ، پيش بيايد .
البته اين تضاد روايتها ، به هيچ وجه دليلى بر عليه روايتى كه قبول عام يافته شمرده نمىشود .
از اين بيش روى ترديدهائى تأكيد نكنيم كه اخبار روائى دربارهء نحوهء از ميان بردن اشياء مختلفى از قبيل تكههاى چرم ، استخوان كتف شتر و غيره كه قسمتهائى از وحى به روى آنها مسطور بود ، بازگفتهاند . آيا اين اشياء پاره پاره شدند يا سوزانده و يا به آب افكنده شدند ؟ اخبار هر سه نوع را باز گفتهاند . « 67 » بديهى است كه اين عدم اطمينان بسى ناراحتكننده است .
مع الوصف اين عدم اطمينان در مقام مقايسه با ساير بحثهائى كه بر اثر اين
هامش
( 65 ) ابن ابى داود ص 24 س 9 به بعد .
( 66 ) ايضا اواخر ص 21 ، خبر متشابهى هم در مقنع دانى است ص 8 .
( 67 ) ابن ابى داود : ص 13 س 2 از پائين ، ص 16 س 13 ، ص 20 س 8 ببعد .