محمد ( ص ) برسد ( چنان كه گذشت ) . رسم الخط كه صوتى محض بوده ، مسلما يكنواخت و يكدست نبوده است . آيا لازم است كه در اين جا باز تكرار كنيم كه رسم الخط معمول آن روز ، كه هنوز تكامل نيافته بود ، مسلما امكان نمىداد كه بدون مراجعه به حافظه ، به قراءتى مطمئن دست يافت ؟ . اين حقايق مسلما نشان مىدهند كه علىرغم شور مسلمانان متعدد ، ضبط متن كامل وحىها هنگام رحلت محمد ( ص ) ، كامل و رضايتبخش نبوده است .
اين ملاحظهء بسيار جدى ، اهميتش از مسألهاى كه مطرح خواهيم ساخت ، كمتر مىباشد . بطور قطع ، در عصر مورد مطالعهء ما ، موقعيت متن قرآنى ، بمراتب نگرانىآورتر از عصر حيات محمد ( ص ) بوده است . البته در اين زمان نيز مقامى عالى وجود داشته كه مىتوانسته است ميان اختلافات مؤمنان دربارهء قراءآت مختلف ، حكميت كند . با تدوين مصحف ، برعكس اختلافات آشكار شده و بدنبال آن متن تثبيت مىگردد . هر مصحفى ، طرفداران ، مدافعان و مخالفانى دارد . ولى ديگر كسى در آنجا نيست تا اختلافات آنها را حل كند و هر كس قاضى دعواى خود است . هر يك از گردآورندگان مصاحف مقام خود را در كنار استاد بالا مىبرد تا بدين وسيله بر - اعتبار مصحف خويش بيفزايد . دخالت اختصاصات محلى ، نظريات شخصى كه حقايق را زهرآگين مىكنند ، پرمدعاهائى كه از اين اختلافات سوء استفاده و بهرهبردارى مىكنند ، همهء اينها زمينه را براى تفرقهافكنى و فرقهسازى آماده مىكند .
بنابراين ، هيچيك از رؤساى حكومت كه بفكر مصالح جامعه بوده ، نمىتوانسته چنين وضعى را متحمل گردد و دير يا زود مىبايستى يك متن ثابت غير قابل تغييرى از قرآن بدست مىداد و كارى را كه پيامبر خود انجام نداد ، او به عهده مىگرفت .
در آستانه قرآن ( فارسى ) — صفحة 70
مساهمون: رژى بلاشر
ص٧٠