سرانجام او تسليم يأس مىگردد . با نگاهى تيره ، آخرين فصول كتاب را كه در نظرش همچون كتاب رمز و معما ( آپوكاليپس ) و بدون اصالت و ارزش جلوه كرده ، مىنگرد و كتاب را بگوشهاى مىنهد . روشنترين نتيجهاى كه از اين تجربه حاصل مىگردد عبارت از اين خواهد بود كه خوانندهاى كه در ابتدا با حسن نيت به خواندن قرآن پرداخته ، نه عقيدهاى صحيح دربارهء اسلام خواهد داشت و نه مفهومى رضايتبخش از وحى به محمد ( ص ) .
تازه مثال فوق در مورد يك شخص معمولى و علاقهمند به قراءت قرآن بوده است . اگر يكنفر مورخ مذاهب ، يك جامعهشناس و يا يك نژادشناس با آن مواجه شود چه وضعى پيش خواهد آمد ؟ حتى در جدىترين ترجمهها كم اتفاق مىافتد كه مترجم سؤالات متعددى را كه يك تحقيق علمى پيش مىآورد پيشبينى كرده باشد . متن قرآنى پر است از استعارات مأخوذ از معانى اصلى ديگرى . چه كسى اين عبارات را براى زبانشناس تشريح مىكند ؟ افسانههاى مذهبى از قبيل افسانههاى ابراهيم مثلا ، تطور عظيمى را در جريان تبليغ محمد ( ص ) نشان مىدهد . چه كسى مىتواند اين نكات را به يكنفر محقق داستانهاى عامهء مردم ( فولكلوريست ) متذكر گردد ؟ ما در بسيارى از موارد به عباراتى برخورد مىكنيم كه معناى آنها مبهم است . چگونه بايد معادل لغات عربى را براى غير عرب برگزيد كه درست همان معنى را برساند ؟
با وجود اين خوانندهء فرانسوى در اينجا بيشتر از هر جاى ديگر ، حقوقى دارد و اگر تمام مشكلات و شكها و ناآگاهىهائى را كه در هر قدم مترجم را متوقف ساخته و او را مجبور مىكند كه راه حزم در پيش گيرد و گاه اظهار عجز كند ، براى خواننده توضيح ندهيم بىگفتگو نسبت به حق خواننده به شدت بىاحترامى شده است . از طرف ديگر شايسته است كه شرافتمندانه
در آستانه قرآن ( فارسى ) — صفحة 302
مساهمون: رژى بلاشر
ص٣٠٢