تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در آستانه قرآن ( فارسى ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
9 سال سه چاپ جديد قرآن انتشار مىيابد . چاپ جديد از « ا . مونته
Montet
.
E
» ( پاريس ، پايو 1929 ) كه هم از نظر فرم و هم از نظر عدم دقت‌هائى كه در آن به فراوانى راه يافته بود مورد انتقاد شديد قرار گرفت . معذلك اين چاپ داراى مزيتى است . مقدمهء مفيدى دارد و در آغاز هر سوره‌اى يادداشتهاى مبسوطى دارد كه موضوع را تا اندازه‌اى براى خوانندهء ناوارد فرانسوى حل مىكند . دوم ترجمهء بدون تاريخ « لائيمش
Laimeche
» و « بندائو
Bendaoud
» مىباشد . در اين ترجمه روحيهء مترجمين متقدم هندى : ميرزا ابو الفضل و مولوى محمد على در آن اثر گذاشته است . لائيمش و بندائو معتقدند كه قرآن نيز همانند كتاب مقدس بايد به تمام زبانها ترجمه گردد ، زيرا كتابى است جهانى . معذلك اين ترجمه فاقد يادداشت‌ها و حواشى لازم بوده و از اين حيث ناقص است . بالاخره آخرين كار ترجمهء اثر « پسل
Pesle
» و « تى جانى
Tidjani
» ( مسلمان ) است ( رباط 1936 ) . اين ترجمه بليغ‌تر از نشريهء مونته است ، ولى غالبا فاقد دقت بوده و عارى از حواشى است . بدون شك ، وقتى « ملخص بىوفاى » دورير و يا ساوارى با تمام ترجمه‌هاى اخير فرانسوى مقايسه شود پيشرفتهاى حاصله در طى سه قرن اخير بوسيلهء استشراق فرانسه معلوم و مسلم مىگردد . معذلك . از ساوارى به اين طرف چنين استنباط مىشود كه مترجمان كارشان بيشتر اصلاح و بهبود و تكميل در شرح كار پيشينيان فرانسوى است . مترجمان ما غالبا در كار خود از آنچه زبان‌شناسى خارجى تهيه ديده بهره نمىگيرند .

بهت عربىندانها در برابر ترجمهء قرآن .

تحسينى را كه استشراق در كار گرداندن قرآن به زبانهاى اروپائى