تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در آستانه قرآن ( فارسى ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
در همه جا برانگيخته ، هر چه باشد ، مىتوان از خود پرسيد كه آيا مترجمين هميشه بهتى را كه از قراءت ترجمهء ايشان ايجاد شده به حساب آورده‌اند يا نه ؟ . . . بيائيم و بكوشيم خود را بجاى خواننده قرار دهيم . خوانندهء اروپائى اطلاعات محدودى دربارهء اسلام دارد . ولى فرض كنيم كه اين خواننده داراى فكرى باز بوده و بر اثر تمايلات و كنجكاوى كه خود خاطرات دوران تحصيلى او را دربارهء محمد ( ص ) و فتح اسلام و جنگ پواتيه زنده مىكند ، تحريك شده باشد . در مقدمهء كتاب معمولا يك شرح حال مختصرى از محمد ( ص ) با او خوش و بش مىكند ، و منطق چنين ارزيابى مىكند كه اين شرح حال او را در پيروى از پيام الهى محتواى قرآن مساعدت خواهد كرد . گاهى از اوقات نيز متنى از قانون اسلام به خواننده اهداء مىشود و چنين استنتاج مىكند كه اين قانون چنان كه ترجمه شده ، اگر همانند يك كتاب قانون امروزى روشن و مرتب به نظر نرسد ، لااقل متنى است كه در خطوط اساسى قابل درك است . ممكن است كه خواننده دربارهء شرق اطلاعاتى داشته باشد و چنين حدس بزند كه متن عربى بدشوارى به يكى از زبانهاى غربى بازگردانده شده و در نتيجه زيبائى سبك در جريان ترجمه از بين رفته است . با وجود اين ، از همان نخستين صفحات بهت و حيرت آغاز مىشود . اولا خواننده از برخورد با اين نثر خشك ، و بىجلا و با آن اصطلاحات مرسوم دانشمندان فرانسوى ، سخت دچار حيرت مىگردد . و بعد بر اثر روش درهم وحيى كه در آن شورهاى محرك اخلاقى و مقررات قضائى و داستانهاى دينى وجود دارد ، ولى در آنها فكر در تلاش يافتن رابطه‌اى است كه اصلا وجود ندارد ، به كلى مسير اصلى خود را از دست مىدهد . و بالاخره ، اگر خواننده به قراءت خود ادامه دهد ، از عباراتى كه بارها و بارها تكرار شده ، از داستانهاى كتاب مقدس و يا افسانه‌هائى كه باز از سر گرفته شده و نمونه‌هاى آن را در اسفار خمسه و انجيل ديده ، خسته و فرسوده مىگردد .