تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در آستانه قرآن ( فارسى ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
مطلب ، در خارج منعكس كرده‌اند . در بيشتر موارد همچنين وانمود ساخته‌اند كه مبدع اين خرده‌گيريها خود آنها هستند . در حالى كه لازمهء بحث و كنكاش طرح سئوال و تلاش براى يافتن پاسخ درست است و مبناى تعليم و تعلم اسلامى بر بحث و كنكاش بوده و به همين جهت بسيارى از اين پرسشها و پاسخ آنها در تلو كتب متقدمان ضبط و ثبت گرديده است . موارد آن هم بسيار است . جوانان ما هم كه در خارج بدون آشنائى قبلى با اين قبيل مسائل رو به رو مىشوند گمان مىبرند كه چيز تازه‌اى است . ديگر اينكه براى فرد غير مؤمن غير متعهد ، مجال خيال و توهم بسيار وسيع است . بر مبناى وهم و تصور ، خيلى مطالب را مىتوان مفصل مطرح ساخت و شاخ و برگ داد . وقتى قرار شد كه نه بر مبناى استقراء و استدلال و مدرك حرفى زد ، سخن گفتن آسان است . مثلا از جمله ملاحظه كنيد . سورهء و العصر ( سورهء 103 ) در قراءت حفص ضبط و تواترش براى علماى اسلامى به قاطعيت به اثبات رسيده است . حال راوى خبر ، قراءت ديگرى را به على بن ابى طالب ( ع ) و يا عبد إله بن مسعود نسبت داده است . اين يك خبر است و خبر ممكن است درست و يا نادرست باشد . در محتواى خبر و در سلسله روات آن هم جاى گفتگو بسيار است . تازه در حد اعلى ، اين قراءتى است كه به دليلى مورد قبول نيافته است . آن وقت نويسنده‌اى اين قراءت نامقبول را قطعى و مسلم فرض كند و بر مبناى چنين توهمى ، فرضيه‌هاى مختلفى را مطرح سازد كه بله ، اول بايد چنين قراءتى وجود مىداشته و بعد محتواى آن تخفيف يافته . . . آخر چه مدركى وجود داشته و يا دارد كه نويسنده توانسته باشد تصورات خود را بر آن مبنا مطرح سازد ؟ طبيعى است كه اگر قرار باشد بر مبناى حدس و گمان ، و وهم و تصور بحث را ادامه دهيم دامنهء خيال بىانتهاست . جز اين ، يكى ديگر از موارد به اصطلاح « مصادره به مطلوب » است . دليل يك فرضيه خود مدعا و مدعا عينا خود دليل است . اين يك هم در ميان نوشته‌هاى خاورشناسان سابقه‌اى قديم دارد . يك مورد خاص ديگر هم هست كه گر چه در متن توضيح مختصرى داده شده ( حاشيهء صفحهء 32 ) ولى براى روشن شدن بيشتر مطلب ، متناسب مىنمايد كه چند كلمه‌اى در اينجا اضافه نمايد و آن مسألهء نسيان نبى و استناد به آيهء شريفهء « ما
در آستانه قرآن ( فارسى ) — صفحة 305 | رژى بلاشر / محمود راميار