تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در آستانه قرآن ( فارسى ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
بايستى احتراز كنيم كه مقايسه را تا مقايسهء مذهبى محمد ( ص ) و ترزداويلا و فرانسواداسيز
Assise
،
D
Francois
بكشانيم . مخصوصا كه هرگز به نظر نمىرسد كه پيغمبر اسلام ( ص ) فكر خود را در جهت عرفان توجيه كرده باشد . برعكس ، همه جا در قرآن ميان خدا و بشر تمايز مطلق به چشم مىخورد . محمد ( ص ) هيچگاه بدين اعتقاد نزديك نشده كه مخلوقى ساخته از گوشت و خون چون او ادعاء كند كه در خدا فنا مىشود . پس از اينكه اين احتياط را به كار برديم ، و اين بسيار اهميت دارد ، چنين به نظر مىرسد كه مجاز است فكر كنيم كه تبليغ محمد ( ص ) در مجموع منطبق بر يك منحنى است ؛ همان منحنى مرتسمه بوسيلهء تجربهء برخى از عرفائى كه خيلى هم بما نزديكند . « 371 » بنابراين راهنماى ديگرى بدست مىآيد براى تلاش در جهت بازيافتن مراحل مختلف تبليغ در قرآن ، و اگر مسير حركت ساير تجارب را هم راهنماى خود قرار دهيم اين روش داراى مزيتى مضاعف خواهد بود . اين روش تقسيم‌بندى بسيار آزادانه است . به قسمى كه هرگز نمىتوان تصور كرد كه يك توالى زمانى محضى در آن وجود دارد . مع ذلك ، اين طبقه‌بندى ، تكامل مداوم و عاديى بدست مىدهد كه با توالى مراحل روانى كه در سنت اسلامى و در تاريخ عرفان در اروپا تأييد شده ، تطبيق مىكند . در وضع فعلى اطلاعات ما ، پيشروى از اين بيش ديگر مجاز نيست . اين اصل تقسيم‌بندى متون قرآنى مبتنى بر بعضى عبارات مشخص و تكامل تجربهء رسول خدا ( ص ) كه مورد قبول قرار گيرد ، باز هم اشكالات
هامش
( 371 ) شباهت‌هاى زيادى ميان سيرهء رسول ( ص ) با احوال ترزداويلا و مادام‌گويان جستجو كرده‌اند . در اين حالات ، بدنبال يك زمان بازگشت ، يك دورهء زهد و تقدس ديده مىشود كه در پى آن يك دورهء تحقق عملى است كه توسط واسطه‌اى برتر از انسانها الهام شده است .