نيست به تفصيل « مراحل معنوى » محمد ( ص ) را مشخص سازيم ، مع ذلك منحنى آن را مىتوانيم رسم كنيم :
پس از يك لحظه هيجان شديد كه گاهى با يك نوع فتورى قطع مىگردد ، حالت آرامش پيش مىآيد . بعد از حدت الهام ، يك فعاليت تبليغى آرامتر ( و به قولى آگاهانهتر ) پديد مىشود . وقت هجرت كه تشكيل يك جامعهء خداشناس در مدينه عملى مىشود ، لحن سخن باز هم تغيير مىكند ، وحىها جنبهء سازمانى دارند ، بايستى براى جامعهء تازهاى كه تشكيل شده ، مسائلى را كه وجود و ميل به ادامهء زندگى پيش مىآورد ، حل گردد . « 369 » همين تغييرات است كه نزد « پريدو
Prideaux
» و « ماراچى
Marracci
» و تمام مخالفان اسلام ، صميميت پيامبر ( ص ) را مورد ترديد قرار مىدهد . اما حقيقت چيست ؟ در حقيقت ، طى اين دورهاى كه با اقامت رسول خدا ( ص ) در مدينه منطبق است زندگى مذهبى محمد ( ص ) ، نه حدتش كمتر از دوران تبليغ صلحآميز دوران مكه است و نه ضعيفتر از آن - زندگى مذهبى محمد ( ص ) فقط بدان دليل تبديل يافته كه اين معلم « به مرحلهاى از رشد رسيده كه توان گفت مرحلهء وصول به آرامش مطلق است و آن نيروى والائى كه بر او تسلط يافته در عين حال به خارج از او هم تراوش مىكند » . « 370 » البته بدون شك
هامش
( 369 ) روايات انعكاسى از اين ترتيب و تحقيق قديمى را نگهداشتهاند . از قول عايشه گفته شده ( ر ك . بخارى : فضائل القرآن ، فصل 6 ، ترجمه 3 : 525 ) « قسمت اول قرآن كه وحى شده خود سورهاى است از مفصل و در آن ذكر بهشت و جهنم به ميان آمده ، بعد وقتى مردم به اسلام گرويدند ، آن وقت مسائل حلال و حرام توضيح داده شد . » ( اين حديث در حرمت تحريم تدريجى خمر نقل شده است . م )
( 370 ) دلاكروا 346 .