نظر به اينكه ، نه سيرهء رسول اكرم ( ص ) چنان كه مؤلفان اسلامى تصوير كردهاند ، و نه آن سيمائى كه مورخان غربى ترسيم نمودهاند ، هيچكدام براى تقسيمبندى سور از نظر ترتيب نزول زمانى آيات الهى ، پايهاى مطمئن و يا به قدر كفايت مفصل بنيان نمىنهند ، بنابراين طبيعى است كه تحقيقات بايد در جهت ديگرى و بر حسب اصول ديگرى ادامه پيدا كند .
ابتداء توافق كنيم كه قرآن بايستى تنها نقطه مشترك اين طبقه - بندى باشد و شهادت سنت فقط براى تأييد اطلاعات بايد به كار گرفته شود ، نه اينكه براى تكميل مطلب مورد استفاده قرار گيرد . شهادت مىتواند فرضيهها و تعبيرها را مساعدت كند ، ولى نمىتواند آنها را ايجاد كند . مثلا وقتى در قسمتى مكى از قرآن ، غير مؤمنان طعن مىشوند ، نمىتوان اين سئوال را از روايات و اخبار ( سنت ) داشت كه چه موقعيتهائى و يا چه اشخاصى موجب اين مشاجره بودهاند . فقط مىتوان ملاحظه كرد كه روايات و اخبار نيز تاييد مىكنند كه اين قسمت بطور واضح بر عليه مخالفان مكى بوده و نه بر عليه مخالفان مدنى .
از طرف ديگر توافق كنيم كه هدف تحقيق ما ، تجسس دگر بارهء اطلاعات كم و زيادى دربارهء اعمال خصوصى و زندگى عمومى محمد ( ص ) نيست . آنچه مورد آرزوى ماست ، و اين خود بسيار است ، بازيافتن نشانهها و شاخصهائى است در قرآن ، در مورد تجربهء مذهبى پيغمبر ( ص ) ، دربارهء تحول و مظاهر تبليغ آن و دربارهء عبور از يك مرحلهء تبليغ صلح - آميز به يك فعاليت وسيع به عنوان رهبر جامعه . نمىتوان منكر اين حقيقت شد كه در اين متد و روش كمى هم تخيل وجود دارد . اگر در اين تحقيق نمىتوانيم اعتماد مطلق به روايات و اخبار داشته باشيم ، از طرف ديگر ، با اتكاء به فرضيات هم نمىتوان تمام مراحل تبليغ محمد ( ص )
در آستانه قرآن ( فارسى ) — صفحة 279
مساهمون: رژى بلاشر
ص٢٧٩