نلدكه در نخستين چاپ كتاب تاريخ قرآن خود پذيرفته و بعد بوسيلهء خود او و شوالى بهنگام چاپ دوم كتاب ، باز هم تبعيت شده ، متد و روشى است كه بايستى براى طبقهبندى مجدد متون قرآن به عنوان پايهء كار قرار گيرد . براى جزئيات هر سوره مىتوان از استنتاجات و فرضيههائى كه « بل » در ترجمهء اخير خود بدان رسيده « 365 » استفاده برد .
بيهوده به نظر نمىرسد اگر اصولى را كه پس از نلدكه و شوالى ظاهرا الهامبخش يك تقسيمبندى قابل قبولى از متون قرآنى شده ، يادآور شويم .
اولا بايد براى هميشه از عقيدهء تقسيمبندى سورهها منطبق بر سيرهء محمد ( ص ) و مطلقا مبتنى بر روايات صرف نظر كرد . تنها خود قرآن است كه مىتواند راهنماى قابل اطمينانى باشد . اما متاسفانه سورههاى مكى كلا و از همه لحاظ تنها سه شاخص تاريخى بدست مىدهد . بقيه همه
هامش
به ياد بياوريم براى كمك به حافظه كار « لابومBeaumeLa» ( تفصيل الايات را ( پاريس 1878 ، يكجلد در 795 صفحه ) ( يك بار به عربى و دو بار هم با ترجمه فارسى چاپ شده است م ) . اين مؤلف كه عربى نمىدانسته ، از ترجمهء فرانسوى كازيميرسكى استفاده كرده .
او كارش منحصر به اين بود كه متونى را كه موضوع واحدى داشتند در يك جا گرد آورد . اين متون را در هجده فصل تقسيم كرده است : تاريخ ، محمد ( ص ) ، وعظ ، يهوديها ، كتاب مقدس ، نصارا ، ماوراء الطبيعه ، عدالت خداوند ، قرآن ، مذهب ، عقيده ، آئين ، قانون ، تشكيلات اجتماعى ، علوم و فنون ، تجارت ، اخلاق و پيشرفتها . اين متون در چند قسمت بر حسب نظم موجود سورهها داده شده است . اگر آن جنبهء اختيار هجده فصل را كنار بگذاريم ، بايد قبول كرد كه هيچ ملاحظهء كرونولوژى به خاطر لابوم خطور نكرده است . در اينجا فقط يك مجموعه - اى از قرآن در اختيار ماست كه متاسفانه كامل هم نيست .
( 365 ) ر . بل : « قرآن . ترجمه با ترتيب دوباره و انتقادى سورهها » ( ادنبورگ 1937 به بعد ) .