تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در آستانه قرآن ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
باقى مىمانند . پس همه چيز به پذيرش يك نقطه‌گذارى و يا تلفظ و اعراب گذاشتن كلمه ختم مىشود كه همين معناى مستنبط مصحف را به كلى تغيير خواهد داد . مثلا در سورهء شمارهء 73 41 : 11 متن قبول شده بوسيلهء مجموع قاريان اين - است : « فقال لها و للارض ائتيا طوعا أو كرها پس به آسمان و زمين فرمود بيائيد ، به رضا و يا نارضا » . اين معنى شايد به نظر معتزليان چندان منطقى نمىآمده كه « ائتيا » را « آتيا توافق كنيد » قراءت كرده‌اند . « 304 » اين متكلمان براى اينكه از قرآن معانيى مطابق عقايد خود استنباط كنند ، روش ديگرى هم انتخاب كرده‌اند و آن عبارت از اين است كه براى كلمات ، معانيى بيابند كه ظاهرا معانى آنها نبوده است . مثلا در سورهء 91 6 : 112 و شمارهء 68 25 : 33 / 31 چنين مىگويد : « جعلنا لكل نبى عدوا براى هر پيامبرى دشمنى ايجاد كرديم » . چنين وضعى به چشم معتزليان با رحمت بىكران خدا سازگار نيست . اما اگر كلمهء « جعلنا » جز « ايجاد كرديم » معناى ديگرى هم داشته باشد ، مسأله حل خواهد شد . پس از اينكه در مخزن علم اللغة به تجسس پرداختند بالاخره توانستند يك بيت شعر و يا يك قطعه نثرى را پيدا كنند كه در آن اين فعل ظاهرا معنايش « ما نشان داده‌ايم » بوده ، از آن پس گره مشكل باز شد و خداوند از طرحهاى سخت خود بر عليه پيغمبران تبرا
هامش
( 304 ) گلدزيهر :Richt132 .