قرآن استوار و عارى از هر گونه تصنعى است . مثالها و تشبيهات از محيط مجاور گرفته شده است . در قرآن همه چيز حكايت از سادگى و صراحت مىكند . اينها همه ، به منظور لمس حواس زيبائىشناسى انسانهائى است كه با انتزاع بيگانهاند و در برابر آنچه مربوط به غير از جهانى است كه در آن رنج مىبرند ، آرزو مىپرورانند ، مبارزه مىكنند ، جان مىسپارند ، حساس نمىباشند . در اين باره هيچ شكى نيست : وقتى قرآن دربارهء يداللّه ، عرش اللّه ، طىء الارض ( در نورديدن زمين ) حرف مىزند ، براى نسل نخستين مسلمان ، اينها به منزلهء كلماتى است كه اشياء و اعمال عينى را مجسم مىكند . اينها نه تعجبآور است و نه كفرآميز . در ميان تفسيرات مختلف ، چنين به نظر مىآيد كه آن را بپذيريم كه آن چيزى را بهتر نمايش مىدهد كه به فكر محمد ( ص ) و معاصرين مكى ( مدنى و يا بدوى ) او مىرسد و نيز تعبيرى را انتخاب كنيم كه توسط قديمىترين تفسير سنتى مورد قبول يافته است .
تفسيرهاى معتزلى با اعتقاد به عدالت و رحمت بىانتهاى خداوند و شناسائى اختيار ، موجب بىاعتمادى متشابهى شدهاند . از آنجا كه قرآن محتوى قسمتهاى متعددى است كه در آن اللّه به عنوان الوهيتى تجلى مىكند كه علاقهمند به قدرت خود است و انسان و سرنوشت او را بدست دارد ، بدين جهت متكلمان معتزلى تلاش كردهاند كه از آيات قرآنى معنائى را كه غالب اوقات معناى غلطى هم هست بنفع مكتب خود استنباط كنند . اينان با طرد « اختيار » قاريان قرآنى تنها مبتنى بر سنت و اجماع و جايگزينى آن با قراءتى ديگر ، بدين مقصد نائل شدهاند . از طرف ديگر ، اين قراءت ، تغييرى در كلمه و يا جمله نمىدهد . متن اصلى همان مصحف عثمانى است و بنا بر تاييد خودشان آنها در همان آئين سنتى محض
در آستانه قرآن ( فارسى ) — صفحة 247
مساهمون: رژى بلاشر
ص٢٤٧