تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در آستانه قرآن ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
211 ) . در اينجا نيز مسلم است كه اگر مطلب را از نظر تاريخ زبان ( فيلولوژى ) بررسى كنيم ، نبايد منحصرا به اخبارى كه مورد استفادهء تاريخ شرايع اسلامى است اكتفاء كنيم . وضع مفسران معتزلى نيز بىنهايت حساس است . « 301 » اين مكتب الهيون عقلى كه يك قرن بعد از تبليغ وحى پديد آمد ، فقط طى يك قرن بعد نفوذ قطعى خود را اعلام داشت . بنابراين تاثير آن بايد از نظر زمانى جابجا شده باشد . به عبارت ديگر ، اين تاثير ديررس بوده است در ميان مسائل مختلفى كه اين متكلمان مطرح ساخته‌اند ، تفسيرى است از قسمتهاى متعدد قرآن ، در آن موارد كه الوهيت صريحا منطبق بر مفاهيم مورد اعتقاد « اصحاب الهيا كل و مجسمه » مىگردد . نخستين نسلهاى اسلامى ، نه تنها از اين عقايد يكه نخورده‌اند ، بلكه اين عقايد در آنها نفوذ كرد . بنابراين ، عكس العمل معتزلى تحت نفوذ يونانى عبارت مىشود از مبرا ساختن خداوند از هر گونه عنصرى كه منشاء انسانى داشته باشد و از آن يك مفهوم ذهنى واحد ايجاد كند كه مظهر اصول عدالت و مهربانى باشد . اين مطلب بىنهايت حساس مىباشد ، زيرا در وحىها در هر موردى عبارتى از قبيل يد اللّه و وجه اللّه كه جنبه‌هاى تجسمى محققى دارند ، ديده مىشود . مفسران معتزله به روشى عقلى مبادرت مىورزند : اينان معانى مادى
هامش
( 301 ) نظر كلى در مورد معتزليان بيان شده : نيبرگ ، دائرة المعارف اسلام ( مقالهء معتزله ) 3 : 7 - 841 ؛ گلدزيهر :Dogme80 ببعد ، اما مطالعهء اساسى توسط گلدزيهر در جاى ديگر است :Richt: 99 ببعد ( مذاهب التفسير 102 ببعد ) ، دربارهء عدم يقينى كه دربارهء حدود تفسيرات عقليون و مشبهه وجود دارد مراجعه شود به استروتمن : دائرة المعارف اسلام : مقالهء تشبيه 4 : 719 .
در آستانه قرآن ( فارسى ) — صفحة 244 | رژى بلاشر / محمود راميار