مطلب بر سر اين است كه در قرآن قسمتهائى را بيابند كه حاكى از اولويت على ( ع ) و اولاد او باشد . اينان مىگويند اگر در قرآن چنين اشاراتى كمياب است ، علت آن اين است كه چنين اشاراتى از قرآن حذف شده است .
و از اينجا اتهاماتى عليه ابو بكر و عمر و عثمان و حجاج اقامه مىشود . با وجود اين هنوز مقدار كمى از اين اشارهها باقى مانده است كه تعدادىشان با تغيير جزئى در تلفظ مصحف عثمانى و تعدادى ديگر اگر مراجعه به يك تفسير باطنى را قبول داشته باشيم ، شناخته مىشوند . مثلا در سورهء شمارهء 107 24 آيهء 35 منظور از كلمهء « مشكوة » فاطمه ( ع ) زوجهء على ( ع ) است و كلمهء « نور » حسن و حسين ( ع ) فرزندان على ( ع ) را مىرساند و از عبارت « نور على نور » بايد امام بعد از امام درك شود . « 300 » در مورد انتقادات شيعى بر مصحف عثمانى مطالبى گفتيم ( ص )
هامش
و مجمع البيان طبرسى ( متوفى 548 ) است .
نكتهء ديگر اينكه هرگز هدف شيعه در تفسير قرآن تنها اين نبوده كه اولويت على ( ع ) و فرزندانش ( ع ) را در قرآن بيابند . تفاسير شيعى از نظر تعداد و همچنين عمق و وسعت محتوا هيچ كم از تمام فرق ديگر اسلامى نمىآورد و بهر حال تفسيرى است از آنچه در قرآن هست . م
( 300 ) ( عدهاى از ) شيعيان غالبا به يك جناسى دربارهء كلمهء على كه به معناى بالا و همچنين اسم خاص على است اشاره مىكنند . و نيز در سورهء 63 43 زخرف آيهء 3 / 4 : « و انه فى ام الكتاب لدينا لعلى حكيم » بجاى معناى سادهء : « و آن ( - قرآن ) هست نزد ما در لوح محفوظ ، مسلما عالى و حكيم » آنها چنين مىفهمند : « او ( على ) هست در آسمان . . . » تفسير قمى 26 مرجع بالا . . . همين روش يك تغييرى در تلفظ پيش مىآورد . روش ديگر ، محدود و معين كردن حدود يك تحريمى است با منحصر كردن آن به شخص على ( ع ) . بدين ترتيب ملعونها در روز قيامت دچار وحشت خواهند شد . در اين وقت است آنها كه در روى زمين با او بدرفتارى كردهاند با او روبرو خواهند شد . قمى : 604 .