تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در آستانه قرآن ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
به همين ترتيب ، اتهام تحريف كه بوسيلهء بعضى بر عليه چند قسمت از قرآن اقامه شده ، چنين به نظر مىرسد كه بيشتر بر روى فرضياتى مبتنى است كه جنبهء زرنگى آن بيشتر از استحكام آن است . بويژه اتهام طرح شده بوسيلهء « س دوساسى
Sacy
S . de
» كه بعد در كمال بىاحتياطى توسط « ويل
Weil
» اخذ و بسط داده شده ، و چند قسمت ديگر ، از اين - قبيلند . اتهام در اصل به يك عبارتى از آيهء 138 / 144 از سورهء 99 3 مىباشد . در حقيقت بايد توجه دهيم كه مطلب فقط بر سر يك زيادتى مىباشد ، نه تغيير متنى كه قبلا وجود داشته است . به علاوه ، ادلهء اقامه شده بقدرى به روشنى بوسيلهء ساير قسمتهاى قرآن رد شده كه ديگر محلى براى توجه به اين اتهام باقى نمىماند . « 266 » بطور قطع انتقادات اروپائيها فقط دربارهء وضع صورى متن به همين صورتى كه مصحف ما هست مىتواند عرضه گردد . يك مورخ اروپائى با اين موانع تحريك‌آميز همانطور روبرو مىگردد كه يك متكلم و يا فقيه مسلمان در قرون وسطى با آن برخورد مىكرد . در برابر يك چنين وضعيتى كه از همه لحاظ قابل تأسف است ، دانش اروپائى راه حلى پيشنهاد مىكند كه اگر آن را تحقير نمائيم خبط بزرگى مرتكب شده‌ايم . به همين ترتيب ، ملاحظاتى كه لغت‌شناس غربى دربارهء بعضى از نكات در نظر مىگيرد ، تنها نظرياتى ساده و تخيلى نبوده و در خور آن هست كه بر روى آنها تأملى كنيم . مخصوصا كه زبان‌شناس اروپائى نمىتواند سنت اسلامى را در تثبيت قراءتهاى قرآنى بدون ترديد تعقيب نمايد . اگر روش « اختيار » داهيانه به نظر مىرسد و تنها روشى است كه ما را از مخمصه
هامش
( 266 ) شرح عقايد و دلايل رد آنها را در نلدكه 2 : 81 ببعد ملاحظه كنيد .