تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در آستانه قرآن ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
اين محدوديت كه زبان مصحف ما تلفيقى است از لهجهء حجازى و اصول زبان شعرى . اين نظريه كه در زمان پيدايش ، محافل اسلامى را دچار هيجان كرد ، به نظر مىآيد كه در آلمان مورد قبول يافت و بروكلمن و شاد
Schaade
آن را كم و بيش جزئا پذيرفتند . « 218 » البته اين نظريه نمىتواند خالى از اشكالاتى باشد . به عقيدهء ولرس اختلاف ميان لهجهء غربى و لهجهء شرقى بسيار زياد است . اخبار اسلامى هر چند كه جزئى و پراكنده هم باشند اختلافات جزئى و استحاله‌هاى زيادى را تاييد مىنمايند . مثالى بياوريم : سيبويه نحوى تصريح مىكند كه برخى از عشاير عربستان مركزى ، بر خلاف تمايل عمومى رايج در لهجات اين منطقه ، امالهء صريح ( خالص ) ندارند . يعنى در لغتهاى مشتق مختوم به واو ، آى كشيده ( مد ) را نداشته‌اند « 219 » برعكس ، اين مؤلف بما مىگويد كه برخى از مردم حجاز آى كشيده را در ريشه‌هاى با واو يا ى به عنوان دومين ريشه دارا هستند ( مثلا صارا براى صار ) و حال آنكه ساير قبايل آى كشيده را به لفظ مىآوردند . « 220 »
هامش
( 218 ) بروكلمن ،Grundriss1 : 24 و 25 برلين 1907 . - شاد : مقالهء عربى دائرة المعارف اسلام 1 : 400 ، « مسلمين قرآن را - كه قسمت اعظم آن در مكه آمده - با زبان شاعرانه‌اى كه به عنوان زبان كلاسيك شناخته مىشد متوافق ساختند » . همچنين م . كوهن در كتابش « زبانهاى جهان » پاريس 1924 ، فكر مىكند زبان قرآن « سازشى ميان شعر قديمى و لهجهء مردم قريشى مكه » است . ( ر ك . اتقان نوع 33 . م ) ( 219 ) سيبويه ؛ چاپ در نبورگ 2 : 281 س 4 . ( اتقان نوع 32 . م ) ( 220 ) ايضا 2 : س 120 ببعد ( كذا ) و 285 ( به نقل قول از كثير شاعر حجازى ) .